شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٩٨ - ٧٩٦٢ من ادرع الحرص افتقر
در افعال مؤمنان خوبيست و بر آن بايد حمل شود، و «وهم» بمعنى چيزى كه در خاطر افتد نيز آمده و ممكن است كه بنا بر اين مراد به «وهم» در اينجا نيت و قصد باشد و معنى اين باشد كه كسى كه بدگمان باشد بمردم بد باشد نيت و قصد او با ايشان و صاف نباشد با ايشان، و مراد مذمت بدگمانى باشد از اين راه كه مستلزم نيت و قصد بدست و بر هر تقدير ظاهر اينست كه مراد بمذمت بدگمانى اينست كه گمان بد اگر در باره كسى باشد آن گمان را اعتبار نبايد كرد و بر وفق آن تا جزم نشود عمل نبايد كرد، و اين كه اگر كسى اعتبار كند آن را نيت و قصد او بد گردد نه اين كه اصل آن گمان بد باشد زيرا كه گمان هرگاه دلايل و امارت آن باشد اختيارى نيست و منع از آن معقول نمىنمايد خصوصا اين كه در احاديث نيز وارد شده كه هر كه تجربه كند مردم را بد مىشود با ايشان و بتجربه نيز اين در اكثر مردم معلوم مىشود و مراد به «منع از عمل كردن بآن» نيز در غير وقتيست كه كسى معامله با شخصى كند اما در آن وقت بهتر چنانكه از احاديث ظاهر مىشود و در اوائل اين فصل نيز بعضى فقرات داله بر آن مذكور شد بدگمانيست باو و اين كه اعتماد بر او نشود و كمال احتياط و دورانديشى بشود و الله تعالى يعلم.
٧٩٦١ من تفقه فى الدين كثر.
هر كه دانا شود در دين بسيار شود، يعنى اعوان و انصار او بسيار شود.
٧٩٦٢ من ادرع الحرص افتقر.
هر كه پيراهن خود كند حرص را فقير شود، مراد به «پيراهن كردن حرص» اينست كه آنرا لازم خود كند و از آن جدا نشود مانند پيراهن تن و «فقير شدن چنين كسى» باعتبار اينست كه حقيقت و معنى «فقر» در او باشد زيرا كه زشتى بىچيزى و پريشانى از راه اينست كه بسبب آن زحمت و تعب سعى و طلب بايد كشيد و محتاج