شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٣ - ٧٧٩٢ من ساء ظنه ساءت طويته
استحقاق ثواب داشته باشد ثواب داده شود، و هر كه استحقاق عقاب داشته باشد عقاب كرده شود، و عفو و بخشايش نباشد، يا اگر باشد كم باشد، يا از بعضى گناهان باشد و از گناهان بزرگ نباشد، و در احاديث امر بنيكوئى گمان بحق تعالى و نهى از بدى گمان باو بسيار وارد شده و وارد شده كه حق تعالى مىفرمايد كه: من بر وفق گمان بنده مؤمن بمن سلوك ميكنم با او، اگر خوب باشد خوب، و اگر بد باشد بد، و وارد شده كه: حق تعالى كريمست و بدست اوست همه خيرات، و شرم مىدارد كه بنده مؤمن او نيكو كرده باشد گمان را باو و او خلف كند گمان و اميد او را، پس نيكو كنيد بخدا گمان را و رغبت كنيد بسوى او، و بنا بر اين ممكن است كه مراد در دو فقره مباركه اول اين باشد كه: هر كه نيكو باشد گمان او بخدا نيكو باشد نيت او يعنى همين نيت و قصد او نيكو باشد و سبب رستگارى او گردد، يا اين كه حق تعالى ببركت اين گمان نيت و قصد او را در هر باب نيكو گرداند تا اين كه سبب نجات و رستگارى او گردد و با او بر نحوى كه گمان كرده سلوك شود، يا اين كه كسى كه اين گمان داشته باشد عفو و بخشايش را هر چند گناه بزرگ باشد نيكو ميداند و اين سبب اين مىشود كه خود نيز عفو از ديگران را كه گناهى نسبت باو كرده باشند نيكو داند و عداوت و بغض ايشان را در دل نگيرد و نيت و قصد انتقام نداشته باشد پس نيت و قصد او در باره مردم نيكو باشد، و همچنين در فقره مباركه دويم مراد اين باشد كه: هر كه گمان او بحق تعالى بد باشد باطن او بد باشد، يا باعتبار اين كه همين گمان كافيست در بدى باطن او، يا اين كه اين سبب اين شود كه حق تعالى باو لطف نكند و او را بخود واگذارد و او ازاله صفات ذميمه از خود نكند بلكه آنها در او باقتضاى قواى شهويه و غضبيه در تزايد و تضاعف باشد، يا اين كه چنين كسى چون عفو و بخشايش را ضرور نمىداند و در باره حق تعالى تجويز اين ميكند كه بمحض عدالت سلوك كند و تفضل و ترحم نكند پس در خود بطريق اولى اين معنى را روا دارد و اين باعث اين مىشود كه هر كه نسبت باو گناهى كند بغض و كينه او را