شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٠ - ٧٧٨٢ من اهمل نفسه اهلكها
هر كه داخل شود در مواضع بدى متهم گردد، غرض منع از مصاحبت و آميزش با بدانست و داخل شدن در جاهائى كه بدى و منكرى كرده شود هر چند او بد نباشد و شريك نشود در كردن آن بدى، زيرا كه مجرد اختلاط با بدان و داخل شدن در آن جاها سبب اين مىشود كه مردم او را نيز تهمت زنند ببدى و كردن آن بد، و احتراز از تهمت بقدر مقدور امريست مرغوب شرعا و عقلا.
٧٧٧٩ من كثر الحاحه حرم.
هر كه بسيار باشد الحاح و ابرام او محروم ماند، مراد منع از الحاح و ابرامست در سؤال و هر حاجتى كه نزد كسى برده شود و اين كه آن سبب محرومى مىگردد از آن چنانكه بتجربه أحوال خود و ساير مردم معلوم مىشود كه سماجت و ابرام در هر مطلبى كه كسى بكند خوش نمىآيد و باعث اين مىشود كه آدمى متوجه انجاح مطلب او نگردد.
٧٧٨٠ من كثر مقاله سئم[١].
هر كه بسيار شود سخن او ناخوش داشته شود، يعنى مردم او را ناخوش دارند و ملول شوند از او.
٧٧٨١ من اصلح نفسه ملكها.
هر كه اصلاح كند نفس خود را مالك شود او را، يعنى او را در فرمان خود در آورد يا اين كه آن بمنزله ملكى گردد از براى او كه از آن نفع برد، و اگر اصلاح نكند آن را و واگذارد بخود و خواهش خود هلاك كند و مالك چيزى نباشد چنانكه فرموده:
٧٧٨٢ من اهمل نفسه اهلكها.
هر كه واگذارد نفس خود را هلاك گرداند آن را.
[١] -« سئم» باعتبار« سئم منه» معنى شده است زيرا آن لازم است.