شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٧ - ٧٧٦٥ من بصرك عيبك فقد نصحك
هر كه يارى جويد از خدا يارى كند او را.
٧٧٦٤ من امن مكر الله بطل امانه.
هر كه ايمن شود از مكر خدا باطل شود امان او، مراد به «مكر خدا» كاريست كه حق تعالى با كسى كه مكر كند با او بصورت مكر او و شبيه بآن بكند، يا اين كه با گنهكارى بصورت مكر و شبيه بآن بكند هر چند گناه او مكر نباشد مثل اين كه هر چند كسى گناه كند حق تعالى او را واگذارد و سلب نعمت خود از او نكند بلكه نعمتهاى او را زياد كند تا اين كه از حد كه بگذراند او را ببلائى عظيم گرفتار كند، يا اين كه او را تا آخر عمر واگذارد و مؤاخذه او را بآخرت اندازد، و مراد اينست كه هر گنهكارى هرگاه نعمتهاى خدا را بر خود كامل بيند و بسبب گناهان او زائل نگردد بايد كه ترس اين داشته باشد كه اين مبادا از راه مكر با او باشد و واگذاشتن او تا اين كه يك بار مؤاخذه عظيم در دنيا يا آخرت بشود كه اگر اين ترس نداشته باشد و ايمن گردد از اين بگمان اين كه حق تعالى قادر بر اين نيست يا اين كه نسبت باو هر چند گناه كند لطف دارد و چنين نكند، يا اين كه گناهان منشأ اين نمىشود پس «باطل شود امان او»، يعنى ديگر حق تعالى او را امان ندهد و ببلائى عظيم گرفتار سازد تا ظاهر شود بر او بطلان گمان او.
و در بعضى نسخهها «ايمانه» بجاى «امانه» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: باطل شود ايمان او، يعنى اگر مؤمنى چنين ايمن گردد باطل شود ايمان او و از ايمان بدر رود، نعوذ بالله منه.
٧٧٦٥ من بصرك عيبك فقد نصحك.
هر كه بينا گرداند ترا بعيب تو پس بتحقيق كه نصيحت كرده ترا، يعنى هرگاه كسى بديى كه در تو باشد بتو بگويد و ترا آگاه سازد بر آن پس از چنين كسى آزرده نبايد شد بلكه او نصيحت كرده ترا و با تو صاف و بيغش بوده و هر كه اظهار