شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤٨ - ٧٧١٥ من يعجل يعثر
٧٧١٠ من دان تحصن.
هر كه ديندار شد خود را در حصار آورد، يعنى در حصار عافيت دنيا و آخرت.
٧٧١١ من عدل تمكن.
هر كه عدالت كند متمكن گردد، يعنى هر كه در سلطنت و حكومت عدالت كند متمكن و مستقر گردد و اگر نه دولت او را استقرار و ثباتى نباشد.
٧٧١٢ من خاف امن.
هر كه بترسد ايمن گردد، مراد ترس از خداى عز و جل است.
٧٧١٣ من وفق احسن.
هر كه توفيق داده شده باشد نيكو كند، يعنى هر كه حق تعالى او را توفيق داده باشد، يعنى تهيه اسباب خير از براى او كرده باشد پس او هر چه كند نيكو كند و بد نكند، و مراد اينست كه بعضى مردم چنين باشند كه باعتبار خوبى ذات و صفات ايشان يا بعضى أفعال خير كه از ايشان صادر شده باشد حق تعالى توفيق را رفيق ايشان كند و ديگر هر چه كنند نيكو باشد.
٧٧١٤ من يصبر يظفر.
هر كه صبر كند فيروزى يابد[١].
٧٧١٥ من يعجل يعثر.
هر كه شتاب كند بلغزد، يعنى شتاب كند در كارها و بىتأمل و تدبر بكند بلغزد و در مهالك و زيان و خسران افتد.
[١] - مأخوذ از اين حديث است قول شاعر:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|