شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣٧ - ٧٦٥٦ من قل ذل
٧٦٥١ من ركب الباطل ندم.
هر كه ارتكاب كند باطل را پشيمان شود، زيرا كه اگر در دنيا زيان و خسران آن را نكشد در آخرت او را خود البته خواهد كشيد و پشيمان از او خواهد شد.
٧٦٥٢ من ملكه هواه ضل.
هر كه مالك او شود خواهش او گمراه شود، مراد به «مالك شدن خواهش» اينست كه او در فرمان خواهش خود باشد مانند بنده كه در فرمان مالك باشد.
٧٦٥٣ من ملكه الطمع ذل.
هر كه مالك او شود طمع خوار شود، يعنى در فرمان طمع باشد و بمنزله بنده آن گردد.
٧٦٥٤ من تفهم فهم.
هر كه جوياى فهم باشد فهم كند، يعنى هر كه سعى كند از براى فهميدن طريق نجات خود و اهتمام كند در آن بفهمد آن را و دريابد آن را چنانكه حق تعالى در قرآن مجيد فرموده: «و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» آنان كه جهد كنند در راه ما هر آينه مىنمائيم بايشان راههاى خود را، يعنى راههاى نجات را كه قرار دادهايم و اين نظير فقره «من تعلم علم» است كه اندكى پيش نقل و شرح شد.
٧٦٥٥ من تحلم حلم.
هر كه جوياى بردبارى باشد بردبار گردد، يعنى هر كه خواهد كه بردبار باشد و سعى كند در آن بردبار گردد، و اين نيز نظير فقره سابقست.
٧٦٥٦ من قل ذل.
هر كه كم باشد خوار گردد، مراد اينست كه كسى كه خواهد كه در دنيا