شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٩ - ٧٥٧١ لو ضربت خيشوم المؤمن على ان يبغضنى ما ابغضنى، و لو صببت الدنيا بجملتها على المنافق على ان يحبنى ما احبنى
مستقل مىبودم تغيير آنها مىبايست نهايت من مستقل نشدم و فتنهها و جنگها روداد كه هر يك از آنها جايگاه لغزش پاى خلافت من بود و با آنها استقلال و استوارى نداشت آن، بنا بر آن تغيير ندادم آنها را.
و ممكن است مراد تعليق در مستقبل باشد و ترجمه اين باشد: اگر راست شود پاهاى من از اين لغزشگاهها هر آينه تغيير دهم چيزى چند را، يعنى بدعتهائى را كه پيش از اين شده، و محقق بحرانى در شرح نهج البلاغه بجاى «من»: «فى» نقل كرده و «لغزشگاهها» را تفسير كرده به «مسائل مشكله اجتهاديه» كه أقدام عقول در آنها مىلغزد و خلفاى سابق در آنها لغزيدهاند، و «راستشدن قدمها را در آنها» كنايه گرفته از تمكن از اجراى أحكام شرعيه بر نهج حق و دفع بدعتهاى خلفاى سابق، و بنا بر اين مراد اينست كه من متمكن نشدم از آن و اگر متمكن مىشدم هر آينه تغيير مىدادم چيزى چند را از أحكام ايشان، و پوشيده نيست كه تفسير «لغزشگاهها» بفتنهها و جنگها چنانكه ما كرديم ظاهرتر مىنمايد، خصوصا بنا بر لفظ «من» چنانكه در اين كتاب و اكثر نسخ نهج البلاغه نيز نقل شده با آنكه بسيارى از أحكامى كه تغيير آنها مىبايست چنين نبود كه از راه اشكال آنها قدم ايشان لغزيده باشد در آنها، بلكه بدعتى چند بود كه كرده بودند از براى أغراض خود.
٧٥٧١ لو ضربت خيشوم المؤمن على ان يبغضنى ما ابغضنى، و لو صببت الدنيا بجملتها على المنافق على ان يحبنى ما احبنى.
اگر بزنم خيشوم مؤمن را بر اين كه دشمن دارد مرا دشمن نمىدارد مرا، و اگر بريزم دنيا را بتمام آن بر منافق بر اين كه دوست دارد مرا دوست نمىدارد مرا.
«خيشوم» منتهاى بينى است و گاهى بر اصل بينى اطلاق مىشود، و بعضى گفتهاند كه: آن پرده ميانه دو سوراخ بينى است و مراد اينست كه دوستى مؤمنان با من بمرتبهايست كه اگر بالفرض بينى مؤمن را بشمشير زنم از براى اين كه دشمن