شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٨ - ٧٥٧٠ لو استوت قدماى من هذه المداحض لغيرت اشياء
غالب در «لو»[١] تعليق در ماضيست و استعمال آن در تعليق در مستقبل كمست بخلاف «ان» كه غالب در «ان» تعليق در مستقبل است هر چند بلفظ ماضى باشد بنا بر اين ما در ترجمه فقرات مباركه بر تعليق در ماضى حمل مىكنيم مگر در جائى كه بحسب معنى تعليق در مستقبل أنسب باشد چنانكه ظاهر خواهد شد.) فرموده است آن حضرت ٧:
٧٥٦٩ لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا.
اگر برخيزد پرده زياد نشوم من بحسب يقين، يعنى يقين من زياد نشود، يعنى يقين من بأحوال مبدأ و معاد بمرتبه كاملست كه اگر پرده برخاسته شود و معانيه مشاهده كنم يقين من زياد نمىشود، زيرا كه زياده بر آن يقين كه دارم نمىباشد و «لو» در اينجا بمعنى سيم است كه در معانى آن مذكور شد و مراد اينست كه اگر پرده هم برخاسته شود كه مظنه اينست كه يقين در آن وقت زياد شود يقين من زياد نمىشود باعتبار اين كه در نهايت مرتبه كمالست و زياده بر آن متصور نيست.
٧٥٧٠ لو استوت قدماى من هذه المداحض لغيرت اشياء.
اگر راست مىشد پاهاى من از اين لغزشگاهها هر آينه تغيير داده بودم چيزى چند را، مراد اينست كه خلفاى سابق بدعتى چند در دين كرده بودند كه اگر من
[١] - اشاره بمطلبى است كه در نحو مسلم و ثابت شده و ابن مالك در الفيه بآن چنين اشاره كرده است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|