شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠١ - ٧٥٥٦ لم تره سبحانه العقول فتخبر عنه بل كان تعالى قبل الواصفين به له
و «من خلقك» متعلق باشد به «كنت» نه «بواصفين» و مراد اين باشد كه بلكه بوده تو نزد وصف كنندگان از جمله خلق تو، يعنى هر چه را ايشان وصف ميكنند در واقع خلق تست نه تو چنانكه اين مضمون در خطب مأثوره ديگر نيز وارد شده پس هرگاه ترا وصف كنند بوده تو نزد ايشان بنا بر وصف ايشان از جمله خلق خود.
و ابن ابى الحديد در شرح خود «قبل» را بفتح قاف خوانده و گفته كه:
مراد اينست كه چشمها ترا نديدهاند كه خبر دهند از تو بر سبيل مشاهده بلكه بوده تو پيش از آنها، يعنى قديم و ازلى پس جسم و اعراض آنها نيستى[١] و آنچه از آنها نباشد مشاهده آن محال باشد و خبر از آن بعنوان مشاهده ممكن نباشد.
و محقق بحرانى نيز در شرح خود بفتح قاف خوانده و گفته كه:
غرض تنزيه حق تعالى است از وصف مشبهه و نحو ايشان و إخبار ايشان از او بصفاتى كه از شأن آنها اينست كه إخبار كنند از آنها بينندگان از روى مشاهده با اعتراف ايشان به آن كه اخبار ايشان از روى ديدن نيست، و چون اخبار از محسوسات و آنچه از شأن آن باشد كه احساس كرده شود صادق نيست مگر اين كه مستند بحس باشد لابد لازم دارد سلب رؤيت چشمها او را سلب اخبار از او، از جهت آنها و كذب اخبار از او به آن چه دانسته نشود از جهت آنها، و «بلكه بوده پيش از وصفكنندگان از خلق خود» تعليلى است از براى سلب رؤيت كه مستلزم سلب اخبار از آنست بقياس بر اين وجه «بوده تو پيش از وصف كنندگان، و هر كه بوده باشد پيش از وصف كنندگان او، نديدهاند وصف كنندگان او را، پس خبر نتوانند داد از او» و اين كبرى از مشهورات مظنونات است در بادى نظر، و اين كافيست از براى خطيب هر چند هرگاه از پى رفته شود كلى نباشد، زيرا كه نيست چنين كه هر چه پيش از ما باشد باطل باشد اخبار ما از او، و ممكن است حمل آن بر وجه تحقيق باين كه حمل شود قبليت بر قبليت ذاتى، زيرا كه آن مستلزم تنزيه حق تعالى است از جسميت و لواحق آن و آن مستلزم امتناع رؤيت است كه آن مستلزم كذب اخبار از اوست
[١] - در حاشيه مذكور است:« بنا بر آنچه ثابت شده از حدوث اجسام و لواحق آن منه سلمه الله».