شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٠ - ٧٥٥٦ لم تره سبحانه العقول فتخبر عنه بل كان تعالى قبل الواصفين به له
وصف خود كرده بزبان وحى و الهام و بعد از آن عقلها بآن نحو وصف او كنند و تصديق كنند بآن و اين بنا بر اينست كه «قبل» بضم قاف و باء خوانده شود بمعنى اول، و ممكن است كه بفتح قاف و سكون باء خوانده شود و مراد همين معنى باشد، يعنى بلكه بود حق تعالى قبل از وصف كنندگان او، يعنى پيش از ايشان در وصفكردن خود و وصفكنندگان از آن رو وصف او كنند.
و در نهج البلاغه عبارت بر اين نحو است:
«لم ترك العيون فتخبر عنك بل كنت قبل الواصفين من خلقك» يعنى نديدهاند ترا چشمها پس خبر دهند از تو بلكه بوده تو قبل از وصف كنندگان از خلق تو» و پوشيده نيست كه بنا بر اين «قبل» البته بايد كه بفتح خوانده شود بمعنى «پيش» و بضم بمعنى اول نمىتواند بود، زيرا كه حق تعالى اول وصف كنندگان از خلق خود نيست و بر تقدير فتح باين معنى كه در اينجا مذكور شد در عبارت آنجا نيز مراد مىتواند بود، يعنى بلكه بودى پيش از وصفكنندگان از خلق تو در وصف كردن خود و ايشان همه از آن رو وصف تو ميكنند نهايت بنا بر اين معنى «عقول» چنانكه در اينجاست انسب است از «عيون» بمعنى چشمها كه در آن جاست چنانكه بر صاحبان عقول پوشيده نيست.
و ممكن است كه مراد پيشى بر جنس وصف كنندگان باشد كه آن جسم است و مراد رد بر جمعى باشد كه وصف حق تعالى كنند بجسميت و لواحق آن، باين كه ايشان حق تعالى را نديدهاند كه خبر توانند داد از او باين أوصاف، يعنى اين خبر ايشان از راه عقل و خرد نيست، زيرا كه دليل عقلى بر آن نيست، آنچه احتمال مىرود اينست كه از راه حس باشد و آن هم باطلست، زيرا كه ايشان نديدهاند او را بلكه.
بوده تو پيش از جنس همه ايشان كه جسم است پس چگونه موصوف باشى بجسميت و لواحق آن، و ممكن است كه «قبل» بكسر قاف و فتح باء خوانده شود بمعنى نزد