شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٢٥
|
در دل من آن سخن زآن ميمنه است |
زآنكه از دل جانب دل روزنه است |
|
اسود: سياه. خيال اسود: خيال ترسناك.
تمثيلى است براى نشان دادن ضعف آدمى برابر خيال هاى گوناگون، و اينكه بايد براى مقاومت از خدا يارى بخواهد. مولانا از زبان كودك گويد چنانكه تو مرا تلقين مى كنى برابر آن خيال بايستم، اگر مادر آن خيال او را هم چنين تلقين كرده باشد چه خواهد شد ملقن: به خاطر آورنده. آموزنده.
آن يكى: خدا. (آنكه نيرو مى بخشد خداست و اگر اراده او تلق گيرد، تلقين داده هرچند ضعيف باشد بر حريف خود پيروز مى شود). كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بإذن الله. (بقره، ٢٤٩) يواش: (تركى) آرام، بربار. و كنايت از آنچه خدا به دل مى افكند. (از آنچه از جانب خدا بر دلت مى افتد پيروى كن.) گفت اگر ...: سخن قاضى است بدانكه گفت او را در سخن مى پيچانم.
سلم: آنچه از نربام بر آن گام مى نهند.
درج: پلكان.
مفتاح الفرج: نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٨٤٠/ ٣.
سهيل اندر يمن: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٤٨٥٨/ ٦.
ميمنه: جانب راست.
تمام شد آنچه مقدر بود به لطف و موهبت و توفيق حضرت حق عز اسمه، در روز جمعه سيزدهم اسفند هزار و سيصد و هفتاد و هشت هجرى شمسى برابر با بيست و ششم ذوالقعده هزار و چهارصد و بيست هجرى قمرى با ياران و دوستان عزيز آقايان دكتر سيد على محمد سجادى، دكتر عباس كى منش، و دكتر سعيد واعظ. و فقهم الله لمراضيه و الحمد لله و صلى الله على رسوله و آله.
از آقاى سيد مرتضى مجتبائى كه قبول زحمت كرده، مسوده ها را با ماشين نوشته اند