شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٧١ - در تفسير اين خبر كه مصطفى صلوات الله عليه فرمود من كنت مولاه فعلى مولاه تا منافقان طعنه زدند كه بس نبودش كه ما مطيعى و چاكرى نموديم او را، چاكرى كودكى خلم آلودمان هم مى فرمايد الى آخره
در مكه معظمه بوده است. هنگامى كه آيه و أنذر عشيرتك الأقربين (شعراء، ٢١٤) بر او نازل گرديد خويشاوندان خود را گرد آورد و فرمود كه با من بيعت مى كند تا بعد از من وصى و جانشين من باشد؟ على (ع) پاسخ مثبت داد و با او بيعت كرد. و بعض حاضران ابوطالب را گفتند بر تو است كه از پسرت كه كودكى است فرمان پذيرى. مولانا هر دو داستان را با يكديگر آميخته است. هنگام اعلام جمله
من كنت مولاه
بيش از سى سال از سن على (ع) مى گذشته و كودك نبوده است.
خلم آلود: خلم به كسر اول به معنى خشم است و به ضم اول آبى كه از بينى برآيد.
زين سبب ...: خود و على (ع) را مولى خواند چون مردم را از گرفتارى در صندوق تن و زنجيرها و غل هاى هوى و هوس آزاد كرد.
هادى بودن نبوت به آزادى: اشارت است بدانچه در قرآن كريم درباره رسول ٦ آمده است: و يضع عنهم إصرهم و الأغلال التي كانت عليهم. (اعراف، ١٥٧) آزادى كردن: شادى كردن. خرمى نمودن.
بى زبان گويند سرو ...: اشارت است به قرآن كريم: و إن من شيء إلا يسبح بحمده (اسراء، ٤٤) مريمان بى شوى: كنايت است از رستنى ها، و اشارت است به داستان زادن عيسى (ع). چنانكه مريم از نفخه الهى عيسى را زاد، سبزه ها و رستنى ها از زمين، و برگ ها و غنچه ها از درختان از آن نفخه مى رويند.
آبست: آبستن.
خامشان بى لاف: برگ ها به زبان قدرت از لطف خدا سخن مى گويند در آن تلميحى است به اشرت مريم به عيسى كه چون قوم وى از او پرسيدند اين طفل از كيست به عيسى (ع) اشارت كرد و عيسى به سخن آمد. (مريم، ٢٨- ٢٩) ماه ما بى نطق: گفته مريمان بى شوى (سبزه ها و برگ ها) ست در بيان قدرت حق تعالى. ما بى زبان بيانگر قدرت پروردگاريم و هر زبان نيز به آن قدرتى كه اين فر و شكوه را به ما داده، گوياست و در بيت بعد توضيح بيشترى است.
نطق عيسى: آنچه عيسى (ع) را به سخن در آورد، فر مريم بود كه خدا بدو ارزانى فرمود چنانكه آدم (ع) از بركت نفخه الهى اسم ها را آموخت و به فرشتگان عرضه داشت.