شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٣٧ - بيان استمداد عارف از سرچشمه حيات ابدى و مستغنى شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمه هاى آب هاى بى وفا كه علامة ذالك التجافى عن دار الغرور كه آدمى چون بر مددهاى آن چشمه ها اعتماد كند، در طلب چشمه باقى دائم سست شود كارى ز درون جان تو مى بايد # كز عاريه
مى ترسم، پس پايان آن دو- آدمى و شيطان. چنان شد كه در دوزخ اند (. حشر، ١٦- ١٧) تو بدين تزويرها ...: گوينده كيست و مخاطب چه كسى است. بيشتر شارحان نوشته اند خطاب خداست به شيطان، ظاهر بيت هم چنين مى نماياند. اما مى دانيم مفهوم اين چند بيت گرفته از قرآن كريم است. در آيه ١٦- ١٧ سوره حشر آمده بود: پايان كار هر دو (فريب دهنده و فريب خورده يا انسان و شيطان) دوزخ است. و خطابى خاص از جانب حق تعالى به شيطان نشده. مى توان گفت مضمون بيت خطاب مولاناست به خطا كاران. (حق تعالى شيطان را وعده دوزخ داد تو بنده خطا كار هم هرچند تزوير كنى نخواهى رست.) بئس المهاد: كنايت است از دوزخ در قرآن كريم: فحسبه جهنم و لبئس المهاد: پس بسنده است او را دوزخ و هر آينه بد آرامگاه است. (بقره، ٢٠٦) فاعل و مفعول: شيطان كه به بدكارى واداشته و آدمى كه وسوسه او را پذيرفته، هر دو به عذاب خدا گرفتارند.
ره زده و رهزن: گناهكار و شيطان.
شكيفت: در لغت نامه به نقل از برهان قاطع عجب و تعجب و به نقل از همين مآخذ و فرهنگ جهانگيرى صبر و قرار و آرام معنى شده. پيداست اين معنى ها را از كاربرد اين كلمه گرفته اند. «شكيفت» در مثنوى گاه به معنى صبر كردن و جدا شدن است.
|
وسوسه كرد و مر ايشان را فريفت |
آه كز ياران نمى بايد شكيفت |
|
و در اين بيت در معنى تعجب كردن ظهور دارد:
|
بدان خيره گشتى و بفريفتى |
به سحر چنان سخت بشكيفتى |
|
در بيت مورد بحث هم به همين معنى است.
از خلاص شدن گول و غولى كه او را فريفته تعجب بايد كرد و معنى چشم پوشيدن (چنانكه بعضى نوشته اند)، نامتناسب به نظر مى رسد.
جز كسانى را ...: جز كسانى كه به هنگام، توبه كنند و به خدا بازگردند چنانكه قرآن كريم فرمايد: إلا من تاب و آمن و عمل صالحا فأولئك يدخلون الجنة و لا يظلمون شيئا (. مريم، ٦٠)