شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٦٦ - مثل
مرغ ديدن: از درون آگاه بودن.
موى در دهان مرغ نبودن: از نورى كه درون او را پر كرده است، آگاهى نداشتن.
ينظر بنورالله: نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٥٥٩/ ٢.
گل نقشين در وحل: كنايت از جسم. داراى ظاهر آراسته.
آن مرغ: كنايت از جان و حقيقت انسانى.
به مناسبت آگاه نبودن خداوند هلال از مقام هلال به نكته اى اشارت مى كند كه باز هم در مثنوى آمده است. و آن مراتب شناخت آدمى است كه در اين بيت ها از آن به ديدن مناره، مرغ بر مناره، موى بر دهان مرغ تعبير كرده است.
آنكه ديده اى نزديك بين دارد و جز جسم و جسمانى را نمى تواند ببيند، مانند كسى است كه مناره را مى بيند و آن را كه ديده اى قوى تر است و يا به فرموده مولانا، مرد اوسط است مرغ را هم تواند ديد (از برترى مرد حق آگاه است)، اما ديدن موى را كه شناختن حقيقت است براى كمتر كس ميسر است. و آن كسى است كه ينظر بنور الله است. (نگاه كنيد به: ٣٧٢٧- ٣٧٢٢/ ٤)