شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٧ - مناظره با صياد در ترهب و در معنى ترهبى كه مصطفى
پس: هر بيمار كه آن را در سكرات مرگ بخواند و يا آن را بر وى بخوانند، رضوان خازن بهشت شربتى از شراب بهشت آرد و آن را بدو نوشاند. (تفسير مجمع البيان) الانعام: در فضيلت سوره انعام آمده است كه هركس سه آيه اول سوره را تا و يعلم ما تكسبون بخواند، ملكى از آسمان هفتم فرستد با گرز آهنين هرگاه وسوسه اى در دل او پديد آيد وسواس را با گرز براند. (تفسير مجمع البيان، فضل سوره انعام) دود سياه: كنايت از دريغ و افسوس.
پيش از خرابى بصره: پيش از آنكه ار از كار بگذرد. (مثلى است.) (اكنون كه كار از كار گذشته است.) بصره بارها خراب شده است، نخست بار خرابى آن به دست صاحب الزنج به سال ٢٥٦ ه. ق بوده است. و «بعد از خرابى بصره» نيز مثل است. «و اكنون بعد خراب البصرة در تخريب بناى نفس مى كوشد.» (امثال و حكم، از العراضه) «بعد از خراب البصره ولايت نرماشير ... در دست گرفت.» (امثال و حكم، از تاريخ سلاجقه كرمان)
|
همچو خر سر كنم براى صواب |
از پس آنكه بصره گشت خراب |
|
و در اين بيت خرابى بصره كنايت از چاره از دست رفتن است. (اگر پيش از افتادن در چاه هوس خدا را مى خواند، لطف او يار مى شد.) ابك لى ...: بر من بگرى، اى كه چون فرزند مرده بر من مى گريى پيش از ويرانى بصره و موصل. (كار از كار گذشتن.) نح على ...: پيش از مرگم بر من زارى كن و آمرزش خواه. پس از مرگم بر من نوحه مكن و شكيبا باش.
ابك لى ...: بر من گريه كن پيش از آنكه در جدايى تباه شوم. پس از آنكه طوفان جدايى (در رسيد) گريه را بگذار.
چوبك زدن: كوبيدن چوب را بر تخته براى آگاه كردن خفتگان. كوفتن چوب بر طبل.
بايد از خدا خواست قوتى چنان دهد كه از چيرگى حرص و در افتادن در دام شيطان بازمان دارد. اگر نفس طالب و هوى غالب گرديد و كار از كار گذشت، و يا به فرموده مولانا بصره ويران شد ناله كردن و گريستن سودى ندارد. چنانكه در داستان آينده خواهد آمد.