شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٤ - مناظره با صياد در ترهب و در معنى ترهبى كه مصطفى
اگر توان و يار موافق باشد كه در سختى ها به يارى آيد با جماعت بودن بهتر است، اما چون چنين يارى ديده نمى شود در انزوا به سر بردن بهتر. آنچه از زبان مرغ بيان شده اين است كه به ياران بدگمان نبايد شد. اگر در تو قوت يارى باشد ياران فراوان خواهى ديد. و اگر تنها روى خطرها پيش رويت خواهد بود. براى همين است كه با جماعت بودن سنت است و در تنها بودن آفت. ليكن بايد كوشيد و يارى را گزيد كه عقل و دين را بيفزايد، نه يارى كه دين را از كف بربايد. يا آنكه بد دل بود و تو را بترساند و از راه باز دارد.
|
راه چه بود؟ پر نشان پاى ها |
يار چه بود نردبان راى ها |
|
|
گيرم ان گرگت نيابد ز احتياط |
بى ز جمعيت نيابى آن نشاط |
|
|
آنكه تنها در رهى او خوش رود |
با رفيقان سير او صد تو شود |
|
|
با غليظى خر ز ياران اى فقير |
در نشاط آيد شود قوت پذير |
|
|
هر خرى كز كاروان تنها رود |
بر وى آن راه از تعبب صد تو شود |
|
|
چند سيخ و چند چوب افزون خورد |
تا كه تنها آن بيابان را برد |
|
|
مر تو را مى گويد آن خر خوش شنو |
گر نه اى خر همچنين تنها مرو |
|
|
آنكه تنها خوش رود اندر رصد |
با رفيقان بى گمان خوشتر رود |
|
|
هر نبيى اندر اين راه درست |
معجزه بنمود و همراهان بجست |
|
|
گر نباشد يارى ديوارها |
كى برآيد خانه و انبارها |
|
|
هر يكى ديوار اگر باشد جدا |
سقف چون باشد معلق در هوا |
|
|
گر نباشد يارى حبر و قلم |
كى فتد بر روى كاغذها رقم |
|
|
اين حصيرى كه كسى مى گسترد |
گر نپيوندد به هم بادش برد |
|
|
حق ز هر جنسى چو زوجين آفريد |
پس نتايج شد ز جمعيت پديد |
|
|
او بگفت و او بگفت از اهتزاز |
بحثشان شد اندر اين معنى دراز |
|
پر نشان پا: كنايت از راهى كه بيشتر مى گزينند، راه اكثريت امت استلام كه
يدالله مع الجماعة.
(بايد با جماعت بود و براى يافتن راه يارى همراه داشت.) نردبان راى: آنكه تو را راهنما باشد. و هم صحبتت بود، كه گفته اند گفت و گو با همراه در راه چون نردبان است در بالا رفتن به بام ها.