شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٠ - مناظره با صياد در ترهب و در معنى ترهبى كه مصطفى
مناظره با صياد در ترهب و در معنى ترهبى كه مصطفى ٧ نهى كرد از آن امت خود را كه لا رهبانية فى الاسلام
|
مرغ گفتش خواجه در خلوت مه ايست |
دين احمد را ترهب نيك نيست |
|
|
از ترهب نهى كرده است آن رسول |
بدعتى چون در گرفتى اى فضول؟ |
|
|
جمعه شرط است و جماعت در نماز |
امر معروف و ز منكر احتراز |
|
|
رنج بد خويان كشيدن زير صبر |
منفعت دادن به خلقان همچو ابر |
|
|
خير ناس ان ينفع الناس اى پدر |
گر نه سنگى ه حريفى با مدر |
|
|
در ميان امت مرحوم باش |
سنت احمد مهل محكوم باش |
|
ترهب: رهبانيت پيشه كردن. از جمع مردم برون شدن و خلوت گزيدن.
لا رهبانية فى الإسلام: نگاه كنيد به: عنوان بيت ٥٧٤/ ٥.
جمعه شرط است: اشارت است به قرآن كريم: إذا نودي للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر الله. (جمعه، ٩) خير ناس ...:
خير الناس انفعهم للناس.
(قضاعى از جابر، شرح انقروى)
احب عباد الله الى الله جل جلاله انفعهم لعباده و اقومهم بحقة. الذين يحبب اليهم المعروف و فعاله
: دوست ترين بندگان نزد خداى بزرگ سودمندترين آنان براى بندگان است و برپا دارى حق او. آنان كه معروف و به ا آوردن آن نزد آنان محبوب است. (تحف العقول، ص ٥٣، بحارالانوار، ص ٧٤ و ٩٠ و ١٥٢) گر نه سنگى: اگر از آدميان بيرون نيستى چرا در بيابان به سر مى برى.
مدر: كلوخ.
امت مرحوم: گرفته از حديث نبوى است:
ان امتى امة مرحومة ليس عليها فى الآخرة