شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٤٤ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد يافته و خداى را شكر گويان و سجده كنان و حيران در غرايب اشارات حق و ظهور تأويلات آن در وجهى كه هيچ عقلى و فهمى بدانجا نرسد
|
نيست مخفى مزد دادن در تقى |
ساحران را احر بين بعد از خطا |
|
|
نيست مخفى وصل اندر پرورش |
ساحران را وصل داد او در برش |
|
|
نيست مخفى سير با پاى روا |
ساحران را سير بين در قطع پا |
|
|
عارفان زآنند دائم آمنون |
كه گذر كردند از درياى خون |
|
|
امنشان از عين خوف آمد پديد |
لاجرم باشند هر دم در مزيد |
|
|
امن ديدى گشته در خوفى خفى |
خوف بين هم در اميدى اى حفى |
|
اذلال: خوار كردن. (منكران با دروغگو خواندن پيمبران خوار كردن آنان را مى خواستند اما پيمبران معجزه آوردند، و راست گفتاريشان معلوم گشت و عزتشان در ديده ها معلوم شد.) گرنه انكار ...: اگر انكار منكران نبود پيمبران معجزه و دليل نمى آوردند.
مصداق: آنچه گواه صدق باشد. مصداق خواستن: دليل صدق طلبيدن. نشان راستگويى مدعى را خواستن.
زكى: بى عيب. (چنانكه گواه راستگويى مدعى را معلوم مى دارد، معجزه صدق پيمبران را نشان مى دهد.) طعن چون مى آمد ...: چون منكران نادان بر پيمبران طعنه مى زدند، حق تعالى با دادن معجزه به آنان دلگرمشان ساخت.
سيصد تو: كنايت از بسيار. بى شمار.
جرح: عبيب، نقص. جرح كردن: كنايت از سحر خواندن.
آيت موسى: نگاه كنيد به: ذيل بيت ١١٥٧/ ٣ به بعد.
سبيل زدن: بستن راه. اشارت است به داستان آمدن فرعون به دنبال موسى (ع) و رسدن آن حضرت و اصحاب او به كرانه نيل و پنداشتن فرعون مغلوب شدن موسى و اصحاب او را و آنچه فرعون سبب مغلوب شدن مى دانست (بسته شدن اه بر او) موجب پيروزى موسى گرديد.
تحت الارض: زير زمين. كنايت از غرق شدن در دريا.
گر به مصر اندر بدى ...: اگر فرعون به دنبال موسى نمى آمد و معجزه موسى- شكافتن نيل-