شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٢٧ - گفتن خواجه در خواب به آن پاى مرد وجوه وام آن دوست را كه آمده بود و نشان دادن جاى دفن آن سيم و پيغام كردن به وارثان كه البتهآن را بسيار نبينند و هيچ باز نگيرند و اگرچه او هيچ از آن قبول نكند يا بعضى را قبول نكند هم آنجا بگذارند تا هر آنكه خواهد برگير
توانگرى: بايد «تانگرى» خوانده شود.
ضد اندر ضد: به مناسبت جمله بيدارى در خواب نهادن، به مطلبى اشاره مى كند، كه بارها در مثنوى آمده است. «ضد در ضد نهادن»، آتش در آب، باغ در آتش بودن، و دخل از خرج پديد گشتن. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٤٩٧/ ٦) روضه در آتش نمرود: نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٥٤٩/ ٢.
نجاح: پيروزى. شاه نجاح: كه همه رستگارى ها از بركت وجود اوست. پادشاه پيروزى.
السمح ...: اى خداوند نعمت ها بخشش كردن سود بردن است. گرفته از حديثى است كه انقروى و يوسف بن احمد مولوى آن را در شرح خود آورده اند. «السماح رباح.» (نهايه ابن اثير). در سخنان على (ع) است: «عود نفسك السماح.» (بحارالانوار، ج ٧٤، ص ٢٣٢) ما نقص مال ...: هرگز مالى از صدقه كاهش نيافته همانا نيكويى كردن نيكو وسيلت است نگاهداشتن مال را. نيم بيت نخست برگرفته از حديث است:
ما نقصت صدقة من مال.
(مسند احمد، ج ٢، ص ٢٣٥) و از فرموده هاى امام صادق (ع) است:
ما نقص مال من صدقة و لا زكاة.
(كشف المه، ج ٢، ص ٢٠٧، بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٢٠٩) جوشش و افزونى زر: گرفته از قرآن كريم است: و يربي الصدقات. (بقره، ٢٧٦)
|
زكات مال به در كن كه فضله زر را |
چو باغبان بزند بيشتر دهد انگور |
|
عصمت از فحشاء: گرفته از قرآن كريم است: إن الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر. عنكبوت، ٤٥) آن زكاتت:
حصنوا اموالكم بالزكاة.
(احادث مثنوى، ص ٢١٨) گرگان: استعارت از معصيت. (نماز بازدارنده تو از نافرمانى و گناه است.) زبل: كود. (خاك از كود قوت مى گيرد و از نيروى كود ميوه مى رويد.) در عدم پنهان شده ...: چنانكه زكات به ظاهر از مال مى كاهد و در نهان موجب افزونى آن مى شود، بندگى بنده او را به قرب حق مى رساند و مسجود مى گرداند.
آهن و سنگ: اشارت است به سنگ آتش زنه. سنگ و آهن هر دو سياه است، اما از كوفتن سنگ و آهن به يكديگر روشنى كه در نهان است آشكار مى شود.