شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٩٢ - حكايت تعلق موش با چغز و بستن پاى هر دو به رشته اى دراز و بركشيدن زاغ موش را و معلق شدن چغز و ناليدن و پشيمانى او از تعلق با غير جنس و با جنس خود ناساختن
|
باد دم كه گفت غايب يافتى |
سوى گوش آن ملك بشتافتى |
|
|
كه فلانى اين چنين گفت اين زمان |
اى سليمان مه صاحب قران |
|
علم السماء: گرفته از قرآن كريم است: و علم آدم الأسماء كلها: خدا همه نام ها راى به آدم آموخت. (بقره، ٣١) نام هر چيزى: درباره نام ها كه خدا به آدم آموخت روايت ها گونه گون است: فرشتگان؟ ذريت آدم. آفريده ها. حقيقت آنچه در آفريده هاست. (نگاه كنيد به: تفسيرها) روى: راوى، بيان كننده.
فاش مى گفتى ...: چون چيزى را مى ديد نام و حقيقت و خاصيت آن را آشكارا مى گفت.
حيز را اسد خواندن: توضيحى است براى مفهوم بيت پيش. آنچه خدا آدم (ع) را آموخت معنى حقيقى اشياء بود او را با حقيقت ها آشنا كرد نه نام هاى مجازى چنانكه سياه را كافور خواند و كور را ابوالعيون و مانند آن.
نوح و نهصد سال دعوت: گرفته از قرآن كريم است: و لقد أرسلنا نوحا إلى قومه فلبث فيهم ألف سنة إلا خمسين عاما. (عنكبوت، ١٤) ياقوت القلوب: طبيبان ياقوت را در مفرحى به كار مى بردند كه خفقان قلب را سودمند بود. (سخن او شفاى دل ها بود.) رساله: نيكلسون نوشته است مقصود رساله قشيريه تأليف عبدالكريم قشيرى است و به قرينه قوت القلوب كه آن نيز كتابى عرفانى است، اين توجيه مناسب مى نمايد، هرچند كتاب هايى با نام رساله در فلسفه و علوم ديگر نيز پيش از زمان مولانا تأليف شده است.
قوت القلوب: قوت القلوب فى معاملة المحجوب، تأليف ابوطالب محمد بن على مكى. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٢٨٤/ ٣) وعظ را ناموخته ...: پند و راهنمايى او از الهام الهى بود نه از كتاب ها.
ينبوع: چشمه. (چشمه اى از دانش بود كه نهفته ها را كشف مى كرد و روح را گشادگى مى بخشيد.) زآن ميى: «مى» استعارت از قدرت پروردگار است كه چون بر كسى افاضت شود اگر گنگ باشد گويا گردد و اگر كودك در گهواره بود به سخن آيد، چون عيسى (ع).