شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٦٦ - حكايت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن كه به منزل قوتى يافتند و ترسا و جهود سير بودند، گفتن اين قوت را فردا خوريم مسلمان صائم بود گرسنه ماند از آنكه مغلوب بود
چشمه دارو: گذشته از معنى ظاهر، رمزى است از گزيدگان الهى كه با گفتار و كردار خود بيماران روحى را درمان مى كنند. سبزوارى در تفسير اين بيت تفسيرهايى دارد كه زاده انديشه لطيف اوست. «شاخه اى كه به زمين رفته نبوت است و آب روان اخلاق نيكو كه شفابخش روح است.» و تأويل هايى از اين دست.
عرفات: صحرايى است به درازاى دوازده كيلومتر و عرض شش كيلومتر و نيم در فاصله بيست و يك كيلومترى شمال مكه بر سر راه طائف.
صعقه: بيهوشى.
شخ: سر كوه.
انتشار: پراكندگى (خاطر).
ارنى: به من بنما. اشارت است به گفته موسى (ع) در قرآن كريم: رب أرني أنظر إليك. (اعراف، ١٤٣) غشيان غشيان: بيهوشى.
اهل ود: دوست متحد.
|
تا قيامت هست از موسى نتاج |
نور ديگر نيست ديگر شد سراج |
|
|
گر نظر در شيشه دارى گم شوى |
زآنكه از شيشه است اعداد دورى |
|
هيچ كافر را ...: در المنهج القوى حديثى براى مستند اين بيت آمده و در احاديث مثنوى هم نقل شده ولى چندان ارتباطى با معنى بيت ندارد. آنچه مولانا در اين بيت ها از زبان جهود سروده نزديك است بدانچه درباره دقوقى سروده است. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٩٢٣/ ٣)
|
بعد از آن ترسا درآمد در كلام |
كه مسيحم رو نمود اندر منام |
|
|
من شدم با او به چارم آسمان |
مركز و مثواى خورشيد جهان |
|
|
خود عجب هاى قلاع آسمان |
نسبتش نبود به آيات جهان |
|
|
هركسى دانند اى فخر البنين |
كه فزون باشد فن چرخ از زمين |
|
منام: خفتن، خواب.