شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٧٢ - حكايت در تقرير آنكه صبر در رنج كار، سهل تر از صبر در فراق يا ربود
ترك جوش:
|
ترك جوشش شرح كردم نيم خام |
از حكيم غزنوى بشنو تمام |
|
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٧٤٨/ ٣) لد: جمع الد: لجوج.
داستان شكوه زن و پاسخ دادن شوى او را مثلى است براى مقايسه تحمل سختى دنيا با برخوردارى از بودن با خدا و يا در نعمت به سر بردن و از خدا دور گشتن. آنان كه در دنيا گرفتار سختى و رنج اند، اگر بر آن شكيبا باشند و خدا را از ياد نبرند عنايت حق شامل حالشان شود.
|
چون بنالد زار بى شكر و گله |
افتد اندر هفت گردون غلغله |
|
|
هر دمش صد نامه صد پيك از خدا |
يا ربى زو شصت لبيك از خدا |
|
و گاه اين تفقد به وسيله پيمبران يا اولياى حق است چنانكه در داستان هلال، كه چون بيمار شد رسول به ديدن او رفت. و يا محبتى كه خدا در دل پدر و مادر نسبت به فرزند مى افكند كه خود را فداى او مى كنند. اما كمتر كس از اين دقيقه آگاه است. و بيشتر در نمى يابند و گذشت زمان موجب عبرت و آگاهى آنان نمى شود. و از گذشتگان، حتى از پدر و مادر خود نيز عبرت نمى گيرند كه چسان زندگى كردند و رفتند. و نمى بينند كه لطف خدا درباره آفريدگانش مستمر است و به صورت هاى گوناگون جلوه مى كند.