شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٦ - سؤال از مرغى كه بر سر ربض شهرى نشسته باشد سر او فاضل تر است و عزيزتر و شريف تر و مكرم تر، و جواب دادن واعظ سائل را به قدر فهم او
ناضرة إلى ربها ناظرة. (قيامت، ٢٢، ٢٣) و حديث:
فانكم ترونه يوم القيامة.
(مسند احمد، ج ٢، ص ٢٧٥) ظهور: آشكارا.
كمون: نهان.
هر دوباب: در دنيا و در آخرت.
بهر اين ...: بخشندگى او در اين جهان و آن جهان درباره امت خود، سبب شده است كه خاتم پيغمبران لقب گيرد و هيچ يك از پيغمبران را اين رتبت و كرامت نيست.
گشاد ختم ها: اشارت است به قرآن كريم درباره رسول ٦: و يضع عنهم إصرهم و الأغلال التي كانت عليهم. (اعراف، ١٥٧) المراد: الحاصل. مقصود.
خليفه زادگان: كنايت از آنان كه راه رسول ٦ را پيش گرفته اند. كه:
رحمة الله على خلفائى قالوا من خلفاءك يا رسول الله؟ قال ٧ الذين يحبون سنتى و يعلمون عباد الله.
(حسن بصرى، شرح انقروى) و در عيون اخبار الرضا آمده است:
الذين يأتون من بعدى و يروون احاديثى و سنتى فيعلمونها الناس من بعدى.
(عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ٣٦) در احاديث مثنوى دو روايت براى مأخذ اين بيت نوشته شده كه ارتباط چندانى ندارد.
مقبل: دولتمند گر ز بغداد ...: اشارت است به حديث معروف:
المؤمنون فى تبارهم و تراحمهم و تعاطفهم كمثل الجسد
.
|
مشفقان گردند همچون والده |
مسلمون را گفت نفس واحده |
|
پيمبر ٦ مبعوث گرديد تا قفل هايى را كه بر عقل و جان مردم است بگشايد. در اين جهان راه پرستش خدا را كه راه فطرت است به آنها نشان دهد و در آن جهان آنان را در سايه نعمت پروردگار بنشاند. براى همين بد كه هرچه او را مى آزردند آنان را نفرين نمى كرد و از خدا هدايتشان را مى خواست. امت او (كه به راه وى مى روند) خوى او را دارند و بهترين امت اند كه: كنتم خير أمة أخرجت للناس. (آل عمران، ١١٠) زمان و