شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٣٣ - طيره شدن قاضى از سيلى درويش و سرزنش كردن صوفى قاضى را
طيره شدن قاضى از سيلى درويش و سرزنش كردن صوفى قاضى را
|
گشت قاضى طيره صوفى گفت هى |
حكم تو عدل است لا شك نيست غى |
|
|
آنچه نپسندى به خود اى شيخ دين |
چون پسندى بر برادر اى امين |
|
|
اين ندانى كه پى من چه كنى |
هم در آن چه عاقبت خود افكنى |
|
|
من حفر بئرا نخواندى از خبر |
آنچه خواندى كن عمل جان پدر |
|
|
اين يكى حكمت چنين بد در قضا |
كه تو را آورد سيلى بر قفا |
|
|
واى بر احكام ديگرهاى تو |
تا چه آرد بر سر و بر پاى تو |
|
|
ظالمى را رحم آرى از كرم |
كه براى نفقه بادت سه درم |
|
|
دست ظالم را ببر چه جاى آن |
كه به دست او نهى حكم و عنان |
|
|
تو بد آن بز مانى اى مجهول داد |
كه نژاد گرگ را او شير داد |
|
طيره گشتن: خشمگين شدن.
غى: گمراهى، گمراهان.
آنچه نپسندى: على (ع) فرمايد:
فأحبب لغيرك ما تحب لنفسك: پس آنچه براى خود دوست دارى براى جز خود دوست بدار.
(نهج البلاغه، نامه ٣١، امالى طوسى، ج ١، ص ٩٥) و نظير آن از رسول ٦ با اندك اختلاف در لفظ روايت شده است. (مسند احمد، ج ١، ص ٨٩)
من حفر بئرا: من حفر لاخيه بئرا سقط فيها
. از وصيت امام صادق (ع) به فرزندش موسى. (زندگانى امام صادق (ع)، سيد جعفر شهيدى، ص ٨٨، به نقل از حلية الاولياء و صفة الصفوه) نفقه: هزينهه روزانه.