شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٧٨ - در بيان آنكه مصطفى
رفتن است.) چنين است حال كسانى كه با صدق و اخلاص قدم در راه تكامل و سلوك گذارند در آغاز ناقص اند و اندك اندك به كمال مى رسند.
درس گويد شب به شب ...: شب به شب اندك اندك نور آن فزون تر مى شود.
تفريج: گشادگى. (آهسته آهسته گشاده مى شود.) عجول: آنچه متداول است، عجول است، به معنى شتابان. و عجول كه به چند معنى آمده است: مشتى از خرماى آغشته به روغن. يا آنچه پيش از غذا خورند. گوساله. و معنى هاى ديگر. ولى اين معنى ها مناسب مقام نيست. به نظر مى رسد مولانا به ضرورت شعر عجول را به عجول، تبديل كرده.
جوش: عل امر است: بجوشان.
ديوانه جوش: كه سخت آن را جوشانده باشند. (كه اگر چنين كنند، آب بخار و قليه سوخته مى شود.) كن: اشارت است به قرآن كريم: إذا أراد شيئا أن يقول له كن فيكون. (يس، ٨٢) (خداى تعالى قادر بود افلاك را در يك لحظه با امر «كن» بيافريند ...) شش روز: اشارت است به آيه هاى قرآن كريم (اعراف: ٥٤، يونس: ٣، هود: ٧، فرقان: ٥٩، سجده: ٤، ق: ٣٨، حديد: ٤) كه در آن به آفرينش آسمان و زمين در مدت شش روز اشارت شده است.
كل يوم الف ...: اشارت است به قرآن كريم: و إن يوما عند ربك كألف سنة مما تعدون. (حج، ٤٧) چل صبح: اشارت است به حديثى كه در بسيارى از كتاب ها نقل شده است، خدا گل آدم را در چل روز سرشت (احاديث مثنوى، ص ١٩٨، از برخى از كتاب هاى عرفانى)، ولى در حديث اين مدت صد و بيست روز است. از جمله مجلسى از سعد السعود ابن طاوس آرد:
ثم خمرها (طينة آدم) اربعين سنة ثم جعلها لازبا ثم جعلها مسنونا اربعين سنة ...
(بحارالانوار، ج ١١، ص ١٢١، ج ٥٤، ص ١٠٢) بر دويدى چون كدو ...: مناسب است با اين بيت ها:
|
نشنيده اى كه زير چنارى كدو بنى |
بر رست و بر دويد برو بر به روز بيست |
|