شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٣٤ - قصه احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفى
ماه را با ...: ماه گاه بدر و گاه هلال ديده مى شود. ماه از خود اختيارى ندارد، دورى يا نزديكى او به خورشيد است كه آن را نزار يا فربه مى نماياند. عاشق حق نيز در اختيار اراده پروردگار است. آنچه گويد و كند بى اختيار اوست.
با قضا ...: آنكه برابر قضاى حق تعالى اراده و قصدى مى كند خود را ريشخند مى سازد.
رستخيز: در اين بيت به معنى جنجال و آشوب فراگير است. در روز آشوب هر كسى در انديشه جان به در بردن است. (مجال كار در دنياست نه در آخرت.) گربه در انبان بودن: مثلى است. در امثال و حكم «گربه در انبان داشتن»، «گربه در انبان فروختن» به معنى نيرنگ به كار داشتن، تدليس و تلبيس معنى شده و اين بيت از مثنوى نيز جزء شاهدها آمده است. هرچند در برخى از بيت هايى كه ذيل اين عنوان ثبت شده «گربه در انبان» معنى فريب و نيرنگ مى دهد، اما در بيت مولانا به معنى راه فرار نداشتن و محبوس بودن است، و اصل اين مثال آن است كه در قديم چون خواستند از گزند گربه آسوده شوند او را به وسيلتى مى گرفتند و در انبان مى نهادند و به جاى دوردست مى بردند و آن گربه در انبان دست و پا مى زد. (در چنگال عشق گرفتارم و راه فرار ندارم.) گردشش بر جوى جويان: مرجع ضمير «ش» سنگ آسياست.
جوى جويان: آنانكه پى يافتن جويند.
گردش آسيا سنگ براى كسانى كه در پى ديدن جوى هستند و آن را نمى بينند (جوى آب كه سنگ آسيا را مى گرداند در زير است و ديده نمى شود) گواهى است تا از روان بودن جو آگاه شوند و نگويند جوى روان نيست.
جوى كه در كمين است: استعارت از قدرت پروردگار است. (چنانكه گردش آسياسنگ روان بودن جوى آب را معلوم مى دارد، گردش خورشيد و ماه و ستارگان كه نظمى معنى دارند، از محرك اصلى خبر مى دهد.) قرارى نيست ...: قرار به معنى آرام است. چون خدا افلاك را متحرك آفريده است پيوسته در حركت اند. فيلسوفان حركت افلاك را حركت شوقى مى دانند.
در شاخ دست زدن: كنايت از وسيلت هاى ظاهرى را به كار بردن. به قدرت خود و هم نوع