شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٤٣ - قصه عبدالغوث و ربودن پريان او را و سال ها ميان پريان ساكن شدن او، و بعد از سال ها آمدن او به شهر و فرزندان خويش، و باز ناشكيفتن او از آن پريان به حكم جنسيت و همدلى او با ايشان
بهشتى جنس جنت ...: انقروى و به پيروى از او بعض شارحان مستند اين بيت را الطيبون للطيبات (نور، ٢٦) دانسته اند. ولى آن آيه در باره زناشويى است. مضمون بيت با آيه ١٠٨ سوره هود و أما الذين سعدوا ففي الجنة خالدين فيها مناسب تر است.
جود و محمده:
|
اين سخا شاخى است از سرو بهشت |
واى او كز كف چنين شاخى بهشت |
|
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٢٦٨/ ٢) مهرها را جمله ...: همه محبت ها و قهر ها از محبت و قهر حق تعالى برخاسته است.
ادريس و جنسيت او با نجوم: او اول كس است كه حكمت و علوم نجوم را استخراج كرد و خداى عز و جل اسرار فلك و تركيب آن و نقطه اجتماع كواكب را در فلك و عدد سنين و ساب را بدو آموخت. (لغت نامه، به نقل از تاريخ الحكماء قفطى) هشت سال بودن ادريس با زحل: مستند اين مطلب، نيز آنچه در بيت ها درباره صف زدن ستارگان نزد ادريس و شنيدن مردم آواز نجوم را آمده است معلوم نشد. اما درباره رفتن ادريس به آسمان، مفسران ذيل آيه ٥٧ سوره مريم نوشته اند، وى در آسمان چهارم است و در قصه هاى قرآن آمده است كه ادريس از عزرائيل خواست او را قبض روح كند و ديگر بار جان را به تن او باز گرداند و او چنين كرد سپس از وى خواست او را به دوزخ برد و از دوزخ به بهشت و او به امر خدا چنين كرد. چون در بهشت رفت از آنجا بيرون نشد. (تلخيص از قصص قرآن سور آبادى) و شعر سنايى:
|
بمير اى دوست پيش از مرگ اگر عمر ابد خواهى |
كه ادريس از چنين مردن بهشتى گشت پيش از ما |
|
اشارت بدان مطلب است.
|
جذب جنسيت كشيده تا زمين |
اختران را پيش او كرده مبين |
|
|
هر يكى نام خود و احوال خود |
بازگفته پيش او شرح رصد |
|
|
چيست جنسيت يكى نوع نظر |
كه بد آن يابند ره در همدگر |
|
|
آن نظر كه كرد حق در وى نهان |
چون نهد در تو تو گردى جنس آن |
|