شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٤ - سؤال از مرغى كه بر سر ربض شهرى نشسته باشد سر او فاضل تر است و عزيزتر و شريف تر و مكرم تر، و جواب دادن واعظ سائل را به قدر فهم او
جان: كنايت از روحى كه در آدم دميد. و مى توان «از جان» را حقيقت ابليس معنى كرد (ابليس كه از جان بود ...).
سربردن: سر كشيدن، اعتراض كردن.
(فرشتگان آدم را سجده كردند و جان خود را برابر او حقير و همچون جسم شمردند. ابليس اطاعت ننمود و سجده نكرد چون حقيقت بين نبود.) آن: جان اللهى.
كآن به دست اوست: مرجع ضمير «آن» عضو و مرجع ضمير «او» جان است. (اگر ابليس آدم را سجده نكرد، نقصى بدو نرسيد.) تواند: بايد «تاند» خوانده شود.
سر ديگر ...: اينكه چرا فرشتگان آدم را سجده كردند و ابليس از سجده كردن سر برتافت و چرا بعضى پى ابليس را مى گيرند؟ فهم آن خاص كسانى است كه قدرت درك آن معنى را دارند و همگان را آن قوت نيست.
بسته طرف: يكى از معنى هاى «طرف بستن» سود بردن است و در لغت نامه اين بيت شاهد آن آمده است. ولى ظاهرا بلكه مطمئنا «طرف» در اين بيت به معنى چشم است كه در مثنوى بدين معنى فراوان آمده و «طرف بستن» به معنى نديدن است. طوطيان عام آن قند را نمى بينند.
درويش صورت: آنكه او را بهره اى از حقيقت نيست. آنكه تنها در پى ديدن ظاهر است و معنى را نمى بيند يا بدان نمى نگرد.
فعولن فاعلات: كنايت از قالب لفظ.
از خر عيسى:
|
ناله خر بشنوى رحم آيدت |
پس ندانى خر خرى فرمايدت |
|
|
رحم بر عيسى كن و بر خر مكن |
طبع را بر عقل خود سرور مكن |
|
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٨٤٣، ١٨٤٢/ ٢) نختم على أفواههم: اليوم نختم على أفواههم. (يس، ٥٦) انا فتحنا، إنا فتحنا لك فتحا مبينا. (فتح، ١) و از «كف انا فتحنا» مقصود دست رسول اكرم (ع) است.