شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٢٢ - تمثيل مرد حريص نابيننده رزاقى حق را و خزاين و رحمت او را، به مورى كه در خرمنگاه بزرگ با دانه گندم مى كوشد و مى جوشد و مى لرزد و به تعجيل مى كشد و سعت آن خرمن را نمى بيند
|
از كجا جوييم هست از ترك هست |
از كجا جوييم سيب از ترك دست |
|
|
هم تو تانى كرد يا نعم المعين |
ديده معدوم بين را هست بين |
|
|
ديده اى كو از عدم آمد پديد |
ذات هستى را همه معدوم ديد |
|
|
اين جهان منتظم محشر شود |
گر دو ديده مبدل و انور شود |
|
نقش ممر: ممر در لغت به معنى گذر، جاى گذر، و مجراى آب است. بعض شارحان «نقش ممر» را عالم صورى، و بعضى آن را خم معنى كرده اند كه انسان كامل از آن عبور مى كند. ولى با توجه به بيت هاى ٨١٥- ٨١٦ مى توان گفت نقش ممر كنايت از ورت جسمانى رسول ٦ و ديگر پيمبران و اولياست، كه در آن با انسان هاى ديگر كه در اين دنيا زندگى مى كنند همانندند. آنان چون ديگران به دنيا مى آيند، زندگى مى كنند، و بعد از چندى مى ميرند، اما آن را كه ديده حقيقت بين است، آنان را مستقر و جاودان مى بيند. و اين حقيقت چنانكه بارها فرموده است در محشر آشكار خواهد شد كه تبلى السرائر است. آنكه خواهد آن حقيقت را ببيند بايد نخست اوصاف حيوانى را در خود بميراند تا حشر او آغاز گردد.
معلوم شدن از بعث: چنانكه در قرآن كريم است درباره آن روز: يوم تبلى السرائر: روزى كه نهفته ها آشكار خواهد شد. (طارق، ٩) (بكوش تا زندگى پس از مرگ بيابى. خود را بميران، سپس زنده شو. و بحث را واگذار.) علم از ترك علم جستن: علم هاى مجازى را واگذاردن كه چون واگذارند و به خدا روى آرند و دانستن از او خواهند، علم حقيقى افاضت شود.
دست: مسند. كنايت از قدرت و توان.
ترك دست: كنايت از سلب قدرت از خود كردن. (هنگامى ميوه باغ معنويت را خواهى چيد، كه خود را فاقد قدرت بدانى.) نعم المعين: نيك يارى كننده.
محشر شدن: حقيقت آشكار گشتن. اگر ديده كسى حقيقت بين باشد، آنچه در قيامت براى ديگران آشكار مى شود او در همين عالم خواهد ديد. براى اطلاع از اين معنى نگاه كنيد به: داستان «زيد» (٣٥٠٠/ ١).