دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٢٢ - اشعار ابو طالب در حمايت از پيامبر ص
نظر قريش و بدر مىرفتند از متابعت و اطاعت قريش برطرف مىشد و ديگر گوش به سخن او نمىكردند و اين معنى مانع غرض اصلى او مىشد كه معاونت و نصرت رسول ٦ بود و قدرت او نمىماند بر غرض خود كه دفع ضرر دشمنان و حمايت رسول ٦ بود. پس ايمان را در دل خود پنهان كرد و آنقدر كه ممكن بود از اظهار آن به فعل آورد.
حاصل آنكه ميانه روى اختيار نمود از براى استصلاح قوم تا به اين وسيله دسترسى داشته باشد به تقويت اسلام و استقامت امر رسول ٦ و به تحقيق بود ابو طالب رحمه اللَّه در اين شيوه مانند اصحاب كهف كه پنهانى داشتند ايمان خود را و اظهار نمودند كفر خود را از براى تقيه و استصلاح. پس عطا كرد حق تعالى مزد و اجر ايشان را دو مرتبه.[١] و دليل بر اين سخنان كه گفتيم قول ابو طالب رحمه اللَّه است در همين شعر كه گفته است:
|
و دعوتنى و زعمت انّك ناصح |
و لقد صدقت و كنت ثمّ أمينا[٢] |
|
؛ يعنى و دعوت كردى مرا اى محمد ٦ و گمان كردى كه تو دوست خالص منى و به تحقيق راست گفتى و بودى تو در اين دعوت و در اين گمان محل امانت نه خيانت.
پس گواهى داده به راستى پيغمبر ٦ و اعتراف نموده به نبوت او و اقرار كرده به خالص بودن دوستى او در اين دعوت نه آنكه از روى مكر و فريب دعوت مىكرده باشد. و به درستى كه اين محض ايمان است چنان كه از پيش گذشت.
[١]« شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد» ١٤/ ٧٠،« الكافى كلينى» ١/ ٤٤٨.
[٢]« ديوان ابى طالب» ص ٣٥.