دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٣٩ - اشعار سيد حميرى در باره شجاعت على ع
و همچنين تقويت مىكند آنچه را ما گفتيم روايت كه آمده از ابو جعفر محمد بن على ٧ در حديث بدر كه آن حضرت فرموده به تحقيق از هر مجروحى از مشركين كه مىپرسيدند تو را كه مجروح ساخت؟ در جواب مىگفت: على بن ابى طالب ٧! و چون اين سخن را در جواب مىگفت مىمرد.
[اشعار سيد حميرى در باره شجاعت على ع]
و در مبتلا شدن حضرت امير المؤمنين ٧ به بلاى عظيم در روز بدر.
گفته است ابو هاشم سيّد بن محمد حميرى رحمه اللَّه:
|
من كعلىّ الّذى تبارزه ال |
أقران اذ بالسّيوف تصطلم |
|
|
اذ الوغى نارها مسعرة |
تحرق فرسانها اذا اقتحموا |
|
|
في يوم بدر و في مشاهده ال |
عظمى و نار الحروب تضطرم |
|
|
بارز أبطالها و سادتها |
قعصا لهم بالحسام قد علموا |
|
|
دعوه كى يدركون غرّته |
فما تملّوا منه و لا سلموا |
|
|
جدّ بسيف النّبىّ هامات أق |
وام هم سادة و هم قدم |
|
|
سيّدنا الماجد الجليل ابو السّ |
بطين رأس الانام و العلم |
|
|
انّ عليّا و انّ فاطمة |
و إنّ سبطيهما و ان ظلموا |
|
|
لصفوة اللَّه بعد صفوته |
لا عرب مثلهم و لا عجم |
|
؛ يعنى كيست مانند على بن ابى طالب ٧ آن چنان كسى كه مبارزت مىكند با او دليران همسر وقتى كه به شمشيرها، ايشان از بيخ و بن بركنند و در وقتى كه آتش كارزار سوزان شود و بسوزاند سواران كارزار را هنگامى كه در آيند در آن در روز بدر و در جايگاههاى حضور آن روز كه بسيار عظيم و خطرناك بود. در حالتى كه آتش حربها برمىافروخت.
مبارزت كرد على بن ابى طالب ٧ با دليران در آن روز و با بزرگان از روى زدنى كه مهلت ندهد مر ايشان را به شمشير. و به تحقيق مىدانند ايشان صدق اين معنى را طلب مىكنند على بن ابى طالب ٧ را از براى آنكه در جنگ بفريبند او ٧ را.
پس دست نمىيابند بر اين معنى و سالم نمىمانند از دست او ٧ بريده به شمشير