دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٨٩ - مناظره شيخ مفيد با أبو العباس هبة الله - اشعار عمير بن اهلب در جنگ جمل
بصره و كشته شد ميان دستهاى جمل و مىگفت اين اشعار را:
|
لقد أوردتنا حومة الموت أمّنا |
فلم ننصرف إلّا و نحن رواء |
|
؛ يعنى آورده است ما را مادرمان به معظم مرگ و گرداب آن و برنگشت مگر وقتى كه ما همه سيراب شديم. (يعنى از محنت و مشقت، و او را مادر گفته به اعتبار اينكه زنان آن حضرت را مادر مردمان مىگويند چون بر هيچ كس حلال نيستند.)
|
نصرنا قريشا ضلّة من حلومنا |
و نصرتنا أهل الحجاز عناء |
|
نصرت داديم ما قريش را از روى كجى و گمراهى عقلهايمان و يارى ما اهل حجاز را رنج و محنت بود براى ما. (و اين را گفته است به اعتبار اينكه وى از قريش و اهل حجاز بود.)
|
لقد كان في نصر ابن ضبّة أمّة |
و شيعتها مندوحة و غناء |
|
بود ابن ضبه را كه صاحب اين شعر است خلاصى و عدم احتياج به يارى مادرش و اتباع او.
|
نصرنا بنى تيم بن مرّة شقوة |
و هل تيم إلّا أعبد و إماء[١] |
|
ما يارى كرديم بنى تيم بن مرة را كه وى از آن قبيله است از روى شقاوت و نادانى و نيستند اين قبيله تيم مگر غلامان و كنيزان و نيست ميان ايشان بزرگى.
پس اين قول مردى است از انصار عايشه و يارىكنندگان او و كسى است كه ريخته خون خود را در ولايت او.
و مىگويد اين قول را در باب قبيله او بىشك ميان اهل تاريخ، و او نمىگفت اين قول را كه گفته است در اين حال مگر اينكه مشهور باشد ميان مردم و شكى در آن نباشد پيش هيچ كس از عارفين به قبائل عرب از جميع مردم. و چون اين را گفتم شروع به فرياد كرد و جوابى نگفت.
[١]« كامل ابن اثير» ٣/ ٢٥٢- ٢٥٣.