دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦٥ - فصل ١٠ مناظره ابن ميثم كوفى با ضرار ضبى
و اختيار كردند او را مسلمانان از براى امامت، از براى آنكه چيزى كه قبول كردم از تو فاسد مىسازد اين قول را.
ابو الحسن گفت: پس قبول كن حرف مرا در صاحب تو و قبول مىكنم قول تو را در صاحب من و اين امر دوم است.
ضرار گفت: اين هم ممكن نيست از براى آنكه من هر گاه قول تو را قبول كنم در صاحب من، مىگوئى به من كه او بود گمراهكننده، ظالم به آل محمد، نشسته بود در غير مجلس خود و باز داشته بود امام را از حقش و در عصر نبى ٦ منافق بود، پس نفع نمىكند قبول تو قول مرا در صاحب من كه بود صاحب خير و فاضل و صالح و صاحب امين، از براى آنكه اين شكسته شد به سبب قبول من قول تو را در حق وى كه گمراه و گمراهكننده بود.
پس ابو الحسن رحمه اللَّه به او گفت كه پس هر گاه تو قبول نمىكنى قول خود را در صاحب خود و نه قول مرا در حق وى، پس نيامدى تو پيش من مگر از براى تحكّم كردن و زور گفتن نه از براى مناظره و گفتگو كردن.