دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٦٠ - فصل ٨٤ علت بيعت كردن دوباره عباس با على ع
زيرا به نصّ حضرت پيغمبر در شأن امير المؤمنين ٧ اسلام احتياج به اختيار مردم و بيعت ايشان نبود و به درستى كه دلالت مىكند بر اينكه بيعت عباس با امير المؤمنين ٧ نه از براى ثبوت امامت بود، بلكه از براى عهد در نصرت و جهاد بود. قول عباس كه گفته است مردم بگويند كه عم رسول اللَّه ٦ بيعت كرد با پسر برادر خود و هيچ كس مخالفت نكند با تو.
پس عباس در اين قول معلّق ساخته است اتفاق مردم را به بيعت و چگونه اتفاق مردم را به بيعت معلّق مىتوان ساخت اگر نه آن بيعت، بيعت حرب و جهاد باشد تا دشمنان بترسند و حذر كنند از مخالفت؛ زيرا اگر بيعت عباس با امير المؤمنين ٧ به واسطه آن باشد كه او به اجتهاد و اختيار خود امير المؤمنين ٧ را امام كرده مانع مخالفت مردم نمىشود، بلكه اين معنى وسيله تفرّق از او و دست آويز نمودن هر قبيلهاى است اجتهاد خود را در اختيار امام.
آيا نمىبينى به جواب امير المؤمنين ٧ كه به عباس گفت: اى عمّ، به درستى كه من اشتغال دارم به رسول اللَّه ٦ و متوجه امرى كه تو به من تكليف مىكنى نمىتوانم شد. و از اين جواب ظاهر مىشود كه بيعت عباس از براى عقد امامت نبوده است و الّا اشتغال به رسول اللَّه مانع آن نمىبود، بلكه اگر بيعت عباس از براى حرب و جهاد باشد مشغول بودن به رسول اللَّه ٦ مانع آن مىتواند شد.
آيا نمىبينى وقتى كه مبالغه كرد عباس به امير المؤمنين ٧ در باب بيعت، آن حضرت در جواب گفت كه اى عمّ، به درستى كه رسول اللَّه ٦ وصيت كرده است به من كه شمشير نكشم بعد از او تا آنكه مردم از روى طوع به جانب من بيايند. و امر كرد به من كه قرآن را جمع كنم و خاموش باشم تا آنكه خداى تعالى بگرداند از براى من راه بيرون شدن را.[١] پس معلوم شد از اين سخن كه بيعت عباس از براى امامت نبوده بلكه از براى جنگ و جهاد بوده چنان كه ما گفتيم.
وجه ديگر و آن آنست كه قوم چون انكار نص پيغمبر در شأن امير المؤمنين ٧
[١] ر. ك:« اسرار آل محمد ٦ كتاب سليم بن قيس» ص ٥٥٩- ٥٦١.