دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٨١ - علم ابو بكر و عمر
و چنين كنم.
ابراهيم گفته است: آيا گمان دارى اينكه عمر فراموش كرده اختلاف سخن خود را در احكام تا آنكه انكار اختلاف از آن دو كس كرده و اظهار عدم رضا به آن نموده حاشا و كلّا ليكن دانسته نقيض خود كرده و خبط نموده خبط نمودن شتر شبكور.
[علم ابو بكر و عمر]
گفته است جاحظ كه گفته است ابراهيم همين است شيوه و طرز ابو بكر كه از عمر مذكور شد؛ زيرا پرسيدند از او از قول خداى تعالى:
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا[١] چه معنى دارد؟
پس گفت: كدام آسمان سايه افكند بر من يا كدام زمين مرا بردارد و يا به كجا روم يا چه كار كنم هر گاه سخن بگويم در آيهاى از كتاب خداى تعالى غير از آنچه مراد خدا باشد. اما «فاكِهَةً» پس مىدانم آن را و اما «أبّ»، پس خدا داناتر است به آن.[٢] سؤال كردند از ابو بكر از «كَلالَةً»[٣] پس گفت مىگويم در اين به رأى و عقل خود اگر درست باشد از جانب خداست عز و جل و اگر خطا باشد از جانب من است. «كلاله» خويشانند سواى پدر و فرزند.[٤] گفته است ابراهيم كه سخن اخير ابو بكر خلاف سخن اول اوست؛ زيرا ما حصل سخن اول امتناع است از سخن گفتن در معنى قرآن به رأى خود. و سخن اخير صريح است در آنكه به رأى خود معنى قرآن را گفته. پس چون جايز باشد كسى را كه صاحب حكم است در مالهاى مسلمانان و حقوق ايشان عمل كردن به رأى كه مجوز باشد پيش آن كس خطا در آن رأى. و اگر جايز داشته سخن گفتن و حكم كردن را در اموال و حقوق مسلمانان به رأى خود از براى آنكه بذل جهد
[١] سوره عبس، آيه ٣١.
[٢]« تفسير طبرى» جلد ١٥، جزء ٣٠/ ٧٥.
[٣] سوره نساء، آيه ١٢.
[٤]« تفسير طبرى» جلد ٣، جزء ٤/ ٣٧٦.