دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٩١ - پاسخ شيخ مفيد به نظام - بىاساس بودن ادعاهاى نظام
رسول ٦ به سوى يمن كه قاضى باشم در ميان اهل آنجا، پس گفتم به آن حضرت آيا مىفرستى مرا و حال آنكه من جوانىام و نيست مرا علم بسيارى از احكام شرع تا قضاء توانم كرد در آنجا. پس زد دست مبارك را آن حضرت بر سينه من و گفت:
«اللّهمّ اهد قلبه و ثبّت لسانه فما شككت في قضاء بين اثنين»
[١]؛ يعنى بار خدايا هدايت كن دل او را و ثابت دار زبان او را كه لغزش نكند از حق پس من شك نكردم هرگز در هيچ حكمى از احكام شرع ميان دو كس.
و اين سخن كه از آن حضرت منقول است مخالف حكايتى است كه شيعه عثمان از آن حضرت روايت كردهاند كه به رأى خود در احكام شرع سخن مىگفته؛ زيرا سخن گفتن به رأى موجب شك است در احكام و حال آنكه در اين روايت كردهاند آن حضرت ٧ نفى كرده شك را از خود.
و چگونه ثابت كند شك را با آنكه نفى كرده از خود. اگر بهتان و عناد روايتكنندگان باعث باشد.
و اين احاديث كه نقل كرديم به تحقيق قبول دارند آن را دشمنان امير المؤمنين ٧ و نقل كردهاند به همين طرز كه ما نقل كرديم. اما تفاوت آن است كه دشمنان تأويل مىكنند و از ظاهر معنى بدر مىبرند اين اخبار را. و مىگويند اين احوال كه از براى امير المؤمنين ٧ نظر به اين احاديث ثابت مىشود مخصوص بعضى از احكام شرع است دون بعضى و مخصوص زمانى است دون زمانى و اين باطل است؛ زيرا ظاهر لفظ اين احاديث عموم است يعنى اين احوال از براى آن حضرت ثابت است هميشه در هر حكمى از احكام شريعت.
و ديگر آنكه كسى كه سخن فهم است و به معنى سخن آشنائى دارد مىفهمد اين اخبار در مدح حضرت امير المؤمنين ٧ وارد است و مدح وقتى متصوّر است كه هميشه و در همه احكام آن حضرت بر آن احوال باشد. و الا هر كه هست در بعضى از اقوال و بعضى از اوقات حق با اوست و شك ندارد.
[١]« أنساب الاشراف» ٢/ ٣٥٢.