دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٥٥ - منقضى شدن فرقه كيسانيه در جهان
ابو جعفر باقر ٧ بر پسر خود حضرت صادق ٧ به امامت. و نص حضرت صادق ٧ بر پسر خود موسى كاظم ٧ بر امامت و نص موسى كاظم ٧ بر پسر خود على ٧ و همچنين متظاهر شدن خبر از اين جماعت عليهم السّلام به معلومى چند كه دلالت مىكند بر امامت ايشان و به معجزاتى چند كه خبر مىدهد از حقيقت و صدق ايشان. با آنكه روايت شده از پيغمبر نص بر امامت ايشان چنان كه «حديث لوح» ظاهر مىسازد و منكشف مىگرداند اين معنى را. و همچنين آنچه روايت كرده عبد اللَّه بن مسعود و وصف نموده سلمان از ذكر اشخاص ائمه و عددهاى ايشان عليهم السّلام.[١]
[منقضى شدن فرقه كيسانيه در جهان]
و حال آنكه اين جماعت مذكور عليهم السّلام و ائمه از ذريت ايشان و جميع اهل بيت ايشان اجماع نمودهاند بر فوت محمد بن حنفيه رحمه اللَّه و چگونه صحيح باشد كه اجماع ايشان باطل باشد؛ زيرا اجماع اهل بيت پيغمبر است و چنين اجماعى به حكم پيغمبر ٦ باطل نمىباشد و مؤيد صحت دعوى ماست اينكه طايفه كيسانيه در زمان ما منقطع شدهاند به حيثيتى كه اصلا بقيهاى از ايشان نمانده و عددى از ايشان نيست كه به آن عدد عذر ما مقطوع گردد. يعنى آن عدد به سر حد تواتر رسيده و مفيد يقين شود. بلكه يافت نمىشود احدى از ايشان كه از جمله اهل علم توان شمرد. بلكه اصلا كسى از اين طايفه وجود ندارد و نيست مگر آنكه در ميان مردم حكايتى از ايشان مانده است.
و مذهبى كه چنين باشد جايز نيست حق بوده باشد؛ زيرا اگر حق باشد هر آينه مىبايست باطل نشود حجت حق تعالى بر آن مذهب به سبب انقراض اهل آن و به عدم تواتر آن.
پس ظاهر شد به اين بيان بطلان مذهب كيسانيّه و اينكه اللَّه تعالى احتجاج نمىكند به آن مذهب بر احدى و لازم نگردانيده اعتقاد آن را بر بندهاى از بندگان خود چنان كه حكايت كرديم.
[١]. ر. ك:« كفاية الاثر خزّاز»