دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥١٨ - تشويق و حمايت ابو طالب از على ع - اشعار ابو طالب دلالت بر ايمانش دارد
نيست نزد ما (يعنى ما دروغگو نمىدانيم او را) و نيست اينكه او اهتمام كرده باشد به قول باطلها و او سفيدرويى است كه طلب كرده مىشود باران از بركت روى مبارك او. و او بهار يتيمان و عصمت زنان بىشوهر است.
پس ابو طالب گواهى داده به تصديق رسول ٦ گواهى ظاهرى كه احتمال تأويل ندارد و نفى كرده دروغ را از رسول ٦ هر دروغى كه باشد. و به درستى كه همين است حقيقت ايمان. و از آن جمله قول ابى طالب رحمه اللَّه:
|
الم تعلموا انّ النّبى محمّدا |
رسول امين خطّ في سالف الكتب[١] |
|
؛ يعنى آيا نمىدانيد اى گروه مردمان اين را، پيغمبرى كه محمد است ٦ فرستاده شده است از جانب خداى تعالى و امينى است كه نوشته شده است در كتابهائى كه پيش از اين از آسمان فرود آمده. و اين سخن ايمانى است كه اصلا شبهه در او نمىرود از براى اينكه شهادت داده به رسالت پيغمبر ٦ و به تحقيق روايت كردهاند اصحاب تاريخ كه ابو طالب رحمه اللَّه در وقت احتضار جمع نمود اهل خود را پس انشاد نموده گفت:
|
أوصى بنصر النّبىّ الخير مشهده |
عليّا ابنى و شيخ القوم عبّاسا |
|
|
و حمزة الاسد الحامى حقيقته |
و جعفرا ان يذودوا دونه النّاسا |
|
|
كونوا فداء لكم امّى و ما ولدت |
في نصر احمد دون النّاس أتراسا[٢] |
|
؛ يعنى وصيت مىكنم به يارى دادن پيغمبرى كه خوب است حضور او على را كه پسر من است و بزرگ قوم را كه عباس است و حمزه را كه شيرى است كه حمايتكننده است كسانى را كه سزاوار است حمايت كند ايشان را و جعفر را.
همگى اين جماعت را وصيت مىكنم به اينكه دفع كنند ضرر اعدا را از پيغمبر ٦. بوده باشيد- اى جماعت كه فداى شما باد مادر من و هر كس را او بزايد در يارى دادن احمد ٦- نزد حضور دشمنان مانند سپرها.
[١]« ديوان ابى طالب» ص ٧٢،« سيره ابن هشام» ١/ ٣٥٢ با مختصر تفاوت.
[٢]« ديوان ابى طالب» ص ٨١.