دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٧٤ - پاسخ شيخ مفيد به كعبى معتزلى
؛ يعنى و اللَّه! به درستى كه ما در ضلال و گمراهى ظاهر و واضح بوديم وقتى كه شما را با پروردگار عالميان برابر مىدانستيم و ما را گمراه نكردند مگر گنهكاران پس نيست ما را شفيعى و نه صديق و دوستى كه ما را شفاعت كند و خلاصى دهد. (از اين آيه معلوم شد كه شفاعتكننده در روز قيامت نيست.)
[پاسخ شيخ مفيد به كعبى معتزلى]
شيخ- ادام اللَّه عزّه- فرمود: ما به او مىگوئيم كه عجبتر از شما اى طايفه معتزله نديدهايم. گفتگو مىكنيد در چيزى كه مردم شريكاند با شما در آن از عدل خداى تعالى و توحيد او احسن و بهتر كلامى اما وقتى به كلام در امامت و ارجاء مىرسيد پس مىرويد مثل عوام و حشويّه و خبط مىكنيد مثل شترى كه چشمش ضعيف باشد و پس و پيش خود را نبيند نمىدانيد چه آوردهايد و مىگوئيد و چه چيز گذاشتهايد و گفتهايد.
ليكن من از اين تعجب نمىكنم زيرا در چيزى كه شما را غير يارى كرده و آن را از غير استفاده نمودهايد خوب رفتهايد. و در چيزى كه تنها ماندهايد و شريك نداريد قصور كردهايد خصوصا در نصرت و رواج باطلى كه بر يارى او هيچ قادرى توانائى ندارد ولى تعجب از شما در اين است كه دعوى فضيلت مىكنيد و گمان داريد كه به آن از جميع خلايق ممتازيد.
به خدا قسم اگر اين دليل را كسى كه مخالف شما باشد از شما حكايت مىكرد، هر آينه شك مىكردم و گمان مىنمودم بر شما دروغ بسته و ليكن شكى نيست؛ زيرا مشايخ شما اين را از شيوخ خود حكايت مىكنند باز بر گفتن اين قناعت نكرده بلكه اين را بر سبيل افتخار به آن و استحسان آن ايراد مىكنند.
و تو اى ابو القاسم به سبب اعتقاد تمامى كه به اين دارى گردانيدهاى اين را يكى از غرر.
(غرر جمع غرّه است و «غرّه» در اصل سفيدى پيشانى را مىگفتند و آخر متعارف شده كه هر چيز شريفى را غرّه مىگويند و چون ابو القاسم كتاب خود را «غرر» نام كرده و هر حرفى را غرّه و از آن جمله، اين دليل است، پس تعريض شيخ بر آن است و گفته)