دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٨٩ - فصل ١٧ اشعار فرزدق در مدح امام سجاد ع
|
من معشر حبّهم فرض[١] و بغضهم |
كفر قربهم منجى و معتصم |
|
اين از طايفهاى است كه دوستى ايشان واجب است و دشمنى ايشان كفر و قرب به ايشان معتصم و نجات دهنده.
|
يستدفع السّوء و البلوى بحبّهم |
و يستربّ به الاحسان و النّعم |
|
دفع مىشود محنتها و بلاها به سبب دوستى ايشان و تربيت كرده مىشود به آن احسان و نعمتها.
|
مقدّم بعد ذكر اللَّه ذكرهم |
في كلّ فرض[٢] و مختوم به الكلم |
|
مقدّم است بعد از ذكر خداى تعالى ذكر ايشان در هر فرضى و ختم كرده مىشود به ذكر ايشان كلام.
ان عدّ اهل التّقى كانوا ائمّتهم ان[٣] قيل «من خير اهل الارض؟» قيل: هم اگر شمرده شود اهل تقوى، هر آينه ايشان ائمه اهل تقوىاند و اگر بپرسند «كيست بهترين اهل زمين؟» جواب گفته مىشود كه ايشانند.
|
لا يستطيع جواد بعد غايتهم |
و لا يدانيهم قوم و ان كرموا |
|
قدرت ندارد هيچ جوادى كه برسد به نهايت مرتبه ايشان و مثل ايشان نيست هيچ قومى و اگر چه كريم باشند.
|
هم الغيوث اذا ما ازمة ازمت |
و الأسد اسد الشّرى و النّاس[٤] محتدم |
|
ايشان بارانند وقتى كه تنگى و گرانى شود در سالى. و شيرانند مثل شيران «شرى» در حالى كه همه مردم در شدت و هلاكت باشند. (و «شرى» بيابانى است كه شير در آنجا بسيار مىباشد)
[١].« دين»( متن عربى ص ٣٩).
[٢]. در« ديوان» به جاى« فرض»،« بدء» ذكر شده ديوان فرزدق ص ٥١٣.
[٣].« أو»( متن عربى ص ٣٩).
[٤]. به جاى« النّاس»،« البأس» ذكر شده« ديوان فرزدق» ص ٥١٣