دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٩٩ - پاسخ شيخ مفيد به ادعاى دروغين خياط
طاعت و اگر معصيت بوده پس موسى ٧ عصيان كرده است.
خياط گفت: پس آن مرد رفت و به سوى من بازگشت، پس به او گفتم كه پيش رئيس رفتى؟ گفت: بلى گفتم: چه گفت رئيس؟ گفت: رئيس به من گفت: منشين با خيّاط (يعنى جواب از حرف تو نگفت بلكه همين قدر گفت كه ديگر پيش خيّاط مرو كه تو را هم بد مذهب مىكند).
[پاسخ شيخ مفيد به ادعاى دروغين خياط]
شيخ- ايّده اللَّه- فرمود كه من گمان ندارم صحت اين حكايت را، و دور نمىدانم كه بوده باشد اين از كذب و افتراى خيّاط و اگر صادق بود خيّاط در قول خود كه رئيسى از شيعه فرستاده بود آن مرد را تا سؤال كند از خياط از اين سؤال، هر آينه تقصير نمىكرد رئيس در باطل كردن آنچه ايراد كرده بود خياط آن را از اعتراض مذكور.
و قويّا اعتقاد من اين است كه خياط اراده كرده باشد ظاهر كردن قبح اهل امامت را در دروغ بستن اين حكايت.
اما من مىگويم به او و اصحاب وى كه جدائى ميان اين دو امر واضح است؛ زيرا اگر بگذاريد مرا با ظاهر قول خداى تعالى به موسى رحمه اللَّه: «لا تَخَفْ»[١] خوف مكن، و قول خداى تعالى به نبىّ خود محمد ٦:
وَ لا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ[٢]، يعنى دلگير نكند تو را قول ايشان.
و آنچه مثل اين دو آيه باشد از چيزهائى كه متوجه شده باشد به انبياء، هر آينه جزم مىكنم كه نهى كرده است ايشان را از امر قبيح كه مستحق ذم مىشوند بر آن امر؛ زيرا در ظاهر قول وى كه «دلگير مشو» مثلا يافت شده است حقيقت و معنى نهى كه آن ممكن است، چنان كه در ظاهر خلاف و مقابل وى در كلام حقيقت امر
[١] سوره نمل، آيه ١٠.
[٢] سوره يونس، آيه ٦٥.