دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٢٤ - پاسخ على ع به نامه معاويه - تعصب جاحظ در انكار فضائل آل محمد ص
انصار در خلافت ذليل و خوار و محروم نبودند از خلافت وقتى كه مردمان ديگر محروم بودند.
به درستى كه انصار حاضر شدند در بدر و خيبر بعد از آن و در روز حنين و حال آنكه خونها مىريخت. و انصار عطوفت و مهربانى كردند بر مقام پيغمبر ٦ بىآنكه در يكى مهربانى آن به ايشان منسوب باشد؛ زيرا پيغمبر از قريش بود و انصار از قريش نبودند. فرا گرفتند مهربانانه مقام پيغمبر ٦ را به اطراف نيزهها و شفقت نمودند. پس اگر امر جانشينى پيغمبر ٦ سزاوار نيست به قبيلهاى سواى قريش پس به درستى كه صاحبان خويشى پيغمبر ٦ سزاوارتر و مستوجبترند.
[پاسخ على ع به نامه معاويه]- [تعصب جاحظ در انكار فضائل آل محمد ص]
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: به تحقيق جاحظ گفته است در بعض كتب خود از روى تعصبى كه مىورزيده بر شيعه و از روى جهل و عناد خود كه اگر نمىبود كميت و احتجاج او در اين شعر نمىشناختند طايفه شيعه وجه احتجاج را در مقدم دانستن آل محمد بر ساير مردمان چنان كه مذهب شيعه است.
به درستى كه اين سخن منضمّ شده است به سوى حماقتهاى جاحظ در ديندارى و اضافه گرديده است به مذهبهاى او كه موافق سخافت و سستى عقل او است. و چگونه تواند بود كه مخفى مانده باشد مثل اين حجّت بر شيعه و حال آنكه امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ كه امام شيعه است به همين حجّت احتجاج كرده است بر معاويه در جواب كتابتى كه معاويه به آن حضرت ٧ نوشته بود و در آن كتابت كرده بود:
«لكلّ الخلفاء حسدت و على كلّهم بغيت تقاد إلى بيعتهم و انت كاره كما يقاد الجمل المخشوش»[١]؛ يعنى حسد بردى بر جميع خلفا و بر همه ايشان ستم كردى و افزونى جستى و كشيده شدى به سوى بيعت ايشان هم چنان كه كشيده شود شترى كه چوب در بينى او كرده باشند.
[١]« أنساب الاشراف» ٣/ ٦٦.