دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢١٤ - استدلال على ع به حديث طير در«يوم الدار»
[توطئه انس در ماجراى «طير»]
اين است كه روايت كردهاند از انس بن مالك[١] كه گفت: چون رسول ٦ دعا كرد كه بياورد خداى تعالى دوستترين خلقش را پيش او، گفتم من خدايا بگردان او را مردى از انصار تا حاصل شود به سبب اين فضيلتى براى من هم. (چون انس از انصار بود).
پس آمد على ٧ برگردانيدم او را و گفتم: رسول ٦ شغلى دارد! آن حضرت رفت بعد از آن برگشت مرتبه ديگر گفت كه اذن طلب كن از رسول ٦ داخل شوم بر او. گفتم: به او آن حضرت شغلى دارد! رفت و باز آمد، مرتبه سوم اذن طلبيدم براى او، داخل شد.
رسول ٦ به او گفت كه من دو مرتبه سؤال كردم از خداى تعالى كه بياورد تو را پيش من، اگر تو درنگ مىكردى در مرتبه سوم هم هر آينه قسم مىدادم خداى تعالى را كه بياورد تو را پيش من.
پس اگر نبود اينكه نبى ٦ سؤال كرده بود از خداى عز و جل بياورد كسى را كه دوستترين خلقش باشد پيش او ثواب او عظيمتر باشد نزد وى، و اين جليلترين فضائل بود. هر آينه انس نمىخواست كه اين مخصوص به قوم وى باشد و اگر نبود اينكه انس فهميده بود اين را از كلام رسول ٦ هر آينه امير المؤمنين ٧ را منع نمىكرد از داخل شدن تا اينكه بوده باشد اين فضيلت براى مردى از انصار و حاصل شود براى او جز وى از آن چون از انصار بود.
[استدلال على ع به حديث طير در «يوم الدار»]
جواب ديگر نيز دارد و آن اين است اگر اين كلام احتمال معنى داشت كه اقتضاى فضيلت براى امير المؤمنين نكند هر آينه دليل نمىگفت به آن
[١] انس بن مالك انصارى خادم رسول ٦ بود و او همان است كه حضرت امير المؤمنين ٧ از او و بعض ديگر در باب« حديث غدير خم» شهادت طلبيد ولى آنها آن را كتمان نموده و شهادت ندادند و على ٧ آنها را نفرين فرمود و به روايتى از خدا خواست كه« أنس» به مرض برص مبتلا شود و دعاى آن حضرت مستجاب شد. امام صادق ٧ فرمود: سه كس بر رسول ٦ دروغ مىبستند كه عبارتند از:« ابو هريره»،« انس بن مالك» و يكى از زنان( كه عائشه است). ر. ك:« تحفة الاحباب شيخ عباس قمى» ص ٤٣- ٤٤.