دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٤١ - فصل ٣٠ بحثى در باره سوگند خوردن به خدا
فصل ٣٠ [بحثى در باره سوگند خوردن به خدا]
خبر داد مرا شيخ- ادام اللَّه عزّه- مرسلا از على بن عاصم[١] (و معنى «مرسل» چنان كه مذكور شد اين است كه بعضى از واسطهها را نقل نكنند و در اينجا شخصى را كه ميان او و على بن عاصم واسطه بود نقل نكرده، «على بن عاصم» از «عطا بن سائب»[٢] و او از «ميسره»[٣] نقل كرده كه) امير المؤمنين ٧ روزى در كوفه از محله قصّارين مىگذشت و شنيد مردى در اثناء گفتگو گفت: نه قسم به كسى كه از ما به هفت آسمان پوشيده شده است.
ميسره گفت: آن حضرت تازيانه را بالا برد و او را هدف قرار داد و فرمود: واى بر تو به سبب اعتقادى كه دارى! به درستى كه خداى تعالى را چيزى پنهان نمىكند و چيزى از او پنهان نمىشود.
آن مرد گفت: يا امير المؤمنين ٧ آيا از قسم خويش كفّاره بدهم، (يعنى اگر دروغ است) فرمود: نه از براى آنكه تو قسم به غير خداى عز و جل خوردى (زيرا خداى تعالى آن صفت را كه تو گفتى ندارد و قسم به غير خدا اعتبارى ندارد).
شيخ- ايّده اللَّه- فرمود: اين حديث دليل بر فساد قول مشبّهه است (يعنى جمعى
[١] على بن عاصم بن صهيب واسطى در عصر خودش بزرگ شيعه بوده و از يحيى بكاء، حصين و عطاء بن سائب روايت مىكند. او بيش از شصت سال عمر كرد و در سال ٢٠١ هجرى قمرى در كوفه چشم از جهان فرو بست. ر. ك:« رسالة ابى غالب زرارى» ص ١١٥،« تنقيح المقال» ٢/ ٢٩٤.
[٢] عطاء بن سائب از على بن حسين ٧ روايت مىكند و در سال ١٣٦ هجرى قمرى رحلت كرده است. در كتب رجالى شيعه نامى از او نيامده است و اولين بار صاحب« جامع الرواة» در كتابش ذكر نموده است ولى در كتابهاى رجالى اهل سنّت معرفى شده است. ر. ك:« جامع الرّواة اردبيلى» ١/ ٥٣٨،« تنقيح المقال» ٢/ ٢٥٣.
[٣] دو نفر از اصحاب امير المؤمنين ٧،« ميسره» نام داشته كه يكى ميسرة بن مسيب كه« ابو سعيد» كنيهاش بوده است و ديگر« ميسره» مولى كنده است كه شرح حالش مشخص نيست و در اينجا ظاهرا مسيرة بن مسيّب مراد است. ر. ك:« تنقيح المقال» ٣/ ٢٦٤- ٢٦٥،« جامع الرواة» ٢/ ٢٨٦.