دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٩٣ - اشعار كعب حسان و ربيعه و ديگر شاعران در باره سبقت على ع در ايمان
|
و صلّى على الطّهر من بعده |
خليفتنا القائم المدّعم |
|
|
عليّا عنيت وصىّ النّبىّ |
يجالد عنه غواة الامم |
|
|
له الفضل و السّبق و المكر ما |
ت و بيت النّبوّة لا المهتضم[١] |
|
؛ يعنى رحمت فرستد خداى تعالى بر احمد ٦ كه فرستادهشده پادشاه عالميان است و تمام نعمت خداى تعالى بر خلق. و رحمت فرستد خدا بر پاكى كه بعد از اوست و خليفه ماست كه به حق قائم است و محل اعتماد است كه على ٧ را قصد كردم از اين سخن خود كه گفتم كه وصى پيغمبر است. حرب مىكنم از جانب او با گمراهان امت. او راست فضيلت و پيشى گرفتن در همه كمالات بر همه و كرامتها و خانمان پيغمبرى نه آن كسى را كه شكسته حال و ذليل است (يعنى ابو بكر و عثمان) شيخ مىفرمايد كه در اين شعر نيز تصريح است از قائل آن به امامت امير المؤمنين ٧ بعد از پيغمبر ٦ و به اينكه آن حضرت خليفه و جانشين پيغمبر بود نه آن جماعت كه نام برده شدند.
و از آن جمله، شعر عبد اللَّه بن حكيم تميمى است:
|
دعانا الزّبير الى بيعة |
و طلحة من بعد ان اثقلا |
|
|
فقلنا صفقنا بايماننا |
فان شئتما فخذا الاشملا |
|
|
نكثتم عليّا على بيعة |
و اسلامه فيكم اوّلا[٢] |
|
؛ يعنى خواند ما را زبير به بيعتى و همچنين طلحه نيز خواند ما را به آن بيعت بعد از آنكه آن هر دو به ما عطايا دادند. پس گفتيم بيعت كرديم ما به دستهاى راست خود با امير المؤمنين ٧.
پس اگر خواهيد شما بگيريد دستهاى چپ ما را (كنايه است از ريشخند زيرا بيعت به دست چپ نمىباشد) شكستيد شما بيعتى كه با امير المؤمنين ٧ كرده
[١] الغدير ٣/ ٢٣٣.
[٢] الغدير ٣/ ٢٣٣.