دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٧٥ - مشورت پيامبر در باره اسيران جنگ بدر
[مشورت پيامبر در باره اسيران جنگ بدر]
آيا نمىبينى كه ايشان، چون مشورت كردند با حضرت ٦ در جنگ بدر در باب اسيرهائى كه اهل اسلام گرفته بودند صادر شد مشورت ايشان از نيّاتى كه مشوب بود در اخلاص به آن حضرت. (يعنى مشورت از روى خلوص و محبت نبود، بلكه آنچه براى حضرت بد بود اختيار كردند).[١] پس كشف و واضح نمود خداى تعالى آن را براى حضرت ٦ و ذم كرد آن طايفه را بر آنچه كردند و ظاهر كرد مطلب ايشان را در اين باب. پس فرمود:
(ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ)[٢] (نقل كردند كه مسلمانان در جنگ بدر اسيرى چند گرفتند پس حضرت مشورت كرد با اصحاب، جمعى از منافقين گفتند كه مصلحت در اين است كه ايشان را رها كنى و فديه بگيرى، حضرت ايشان را مخيّر كرد و ايشان فديه گرفتند، پس نازل شد اين آيه و مضمونش اين است كه) نيست سزاوار مر هيچ پيغمبرى را اينكه بوده باشد براى وى اسيران (يعنى مىآيد كه بكشد و رها نكند) تا وقتى كه بسيار شود قتل در روى زمين (و كفّار مغلوب و ضعيف گردند و اهل اسلام قوت و قدرت يابند؛ زيرا كه آن وقت ايشان اگر رها كرده شوند باعث فتنه نمىشوند، بخلاف وقتى كه اهل اسلام ضعيف باشند؛ زيرا كه ايشان نيز ملحق به كفّار مىشوند و موجب غلبه اهل كفر مىشود. باز فرمود كه) شما اراده و خواهش متاع دنيا داريد (و از براى اين فديه مىگيريد) و خداى تعالى اراده آخرت دارد (يعنى از براى اهل اسلام) و خداى تعالى عزيز است (يعنى غالب مىسازد دوستان خود را بر دشمنان). و حكيم است
[١]. پيامبر اسلام چون مىدانست بنى هاشم را با تهديد مجبور به شركت در اين جنگ كردهاند، لذا دستور فرموده بود اسيران را نكشند ولى عمر بن خطاب پيشنهاد مىكرد كه على ٧، عقيل را و حمزه،« عباس» را بكشند!؟ ر. ك:« مسند احمد حنبل» ١/ ١٤٣،« تفسير طبرى» جلد ٦، جزء ١٠/ ٥٦- ٥٧،« تفسير فخر رازى» ١٥/ ١٩٧ ذيل آيه ٦٨ أنفال.
[٢]. سوره انفال، آيه ٦٧- ٦٨