دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦٠٢ - فصل ١١٢ مناظره يك مرد شيعى با رمانى معتزلى در باره فدك - مناظره شيخ مفيد با رمانى معتزلى
غير زبان عربى. و به درستى كه غرض من از اين سؤال معلوم است از براى هر كس كه داند زبان عرب را هر گاه گوش اندازد به اين مگر آنكه قصد تو از اين تفتيش آن باشد كه پرسى از براى چه مطلب اين سؤال مىكنم و فائده آن چيست؟ و به درستى كه من اول مرتبه مطلب خود را از سؤالى كه كردم نمىگويم مگر آنكه تو لازم آورى بر من از روى بحث و نظر كه بگويم. و آنچه من از تو خبر گرفتم معلوم است ليكن مكرر مىكنم و مىگويم چيزى كه اختلاف كنند عقلا در آن چيز كه بعضى گويند آن حق است و بعضى گويند آن باطل است. آيا اين اختلاف دليل بطلان آن چيز است و مخالفت كنند با بعضى ديگر؟
پس على بن عيسى گفت: چيزى باطل نمىباشد به اين سبب كه مردم اختلاف كنند در آن بلكه هيچ عاقلى به اين نرفته.
پس گفتم: ممكن است كه حضرت فاطمه عليها السّلام انكار كرده باشد بر ابو بكر و ردّ نموده باشد براو روايت او را و احتجاج فرموده باشد بر بطلان روايت ابو بكر به قرآن مجيد همچنان كه اخبار و روايات دلالت بر اين مىكند و مع هذا مردم اتفاق نكرده باشند بر اين و اختلاف ايشان دليل كذب آنچه گفتيم نباشد بلكه راست باشد. يا آنكه مردم اختلاف كرده باشند در اين و حال آنكه تو بر خلاف اين فتوى دادى در وقتى كه به آن مرد شيعه بحث مىكردى.
پس گفت: من اعتماد نكردم در مدّعاى خود به آنچه تو شنيدى از من كه به آن مرد گفتم از اينكه اختلاف نمودن مردم در رد كردن فاطمه عليها السّلام دليل كذب و بطلان آن است، بلكه مقدمات ديگر نيز در ميان بود كه الحال در خاطر ندارم و ليكن آنچه اعتماد مىكنم بر آن الحال كه با تو سخن مىگويم آن است كه چيزى كه دلالت مىكند بر صدق ابو بكر در حديثى كه روايت كرده است از پيغمبر ٦ در باب حكم فدك آن است كه روايت كردهاند از على بن ابى طالب ٧ كه آن حضرت فرموده است حديث نكرد با من كسى به حديثى مگر آنكه من طلب كردم از او قسم خوردن را بر صدق حديث او. و به تحقيق حديث كرد با من ابو بكر و راست