دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٧٦ - مشورت پيامبر در باره اسيران جنگ بدر
(و مىداند كه هر چيز مناسب چه حال است چنان كه در اين مقام امر كرده است به كشتن وقت قوت اهل كفر و رخصت فديه گرفتن و اوست وقت قوت اهل اسلام).
«لَوْ لا كِتابٌ» يعنى اگر نمىبود حكمى سابق از خداى- عزّ و جلّ- هر آينه مىرسيد به شما به سبب فديهاى كه گرفتهايد عذابى عظيم.[١] (قاضى بيضاوى گفته است[٢] كه مراد به حكم سابق اين است كه كسى در اجتهاد خطا كند مستحق عذاب نيست، يا آنكه اهل بدر يا هر كس كه باشد، عذاب كرده نمىشود به سبب كردن كارى كه تصريح به نهى از آن نشده باشد، يا آنكه فديهاى كه ايشان گرفتند حلال است بر ايشان و اللَّه اعلم.) پس خداى تعالى توبيخ و سرزنش ايشان و رأى ايشان كرده است و واضح كرده است از براى رسول خود حال ايشان را. پس معلوم شد كه مشورت با ايشان از براى احتياج حضرت به رأى ايشان نبود بلكه از براى آنچه مذكور شد بوده است.
و چون شيخ اين كلمات را فرمود، شيخى از قوم كه معروف بود به «حرانى»[٣] حاضر بود، پس از روى تعجب و انكار گفت: سبحان اللَّه آيا گمان دارى كه ابو بكر و عمر از اهل نفاق بودند؟ حاشا من گمان نمىكنم كه تو اين را بگوئى و اعتقاد ندارم كه نبى ٦ در جنگ بدر با غير ايشان مشورت كرده باشد. پس اگر مىگوئى كه ايشان اهل نفاقاند، پس امرى است كه ما صبر بر اين نمىكنيم و قوت بر شنيدن اين نداريم و اگر ايشان از جمله اهل نفاق هستند، پس تو اعتماد كن بر وجه اول كه گفتى. و آن اين است كه اراده كرد نبى ٦ الفت و اجتماع ايشان به سبب مشورت با ايشان و تعليم ايشان كه چگونه عمل كنند در امور خود.
پس شيخ- ادام اللَّه عزّه- گفت كه اى شيخ، آنچه گفتى دليل بر چيزى نمىشود
[١]. ابو بكر اين پيشنهاد عفو و فديه را داد« تفسير طبرى» جلد ٦، جزء ١٠/ ٥٦،« تفسير ابن كثير» ٢/ ٣٤٤
[٢].« تفسير انوار التنزيل بيضاوى»، ذيل سوره انفال آيه ٦٨.
[٣]. در متن عربى به جاى« حرانى»،« جرّانى» ذكر شده است كه ظاهرا« جرانى» درست باشد چرا كه شخصى به نام ابو محمد عبد الجبار مروزى جرّانى معاصر شيخ مفيد بوده كه در سال ٤١٢ هجرى قمرى رحلت كرده است ر. ك: اللّباب في تهذيب الأنساب» ١/ ٢٦٨