دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٨٠ - تصريح على ع به نخستين مسلمان بودن خود
؛ يعنى بار خدايا به درستى كه من اعتراف نمىكنم به بندهاى از بندگان تو كه بندگى كرده باشد تو را پيش از من.
و آن حضرت يك روز پيش از ليلة الهرير[١] در حالتى كه ترغيب مىكرد مردمان را بر جنگ اهل شام، گفت:
«انا اوّل ذكر صلّى مع رسول اللَّه ٦ و لقد رأيتنى اضرب بسيفى قدامه و هو يقول: لا سيف الّا ذو الفقار و لا فتى الّا علىّ، حياتك حياتى و موتك موتى.»
؛ يعنى من اول مردىام كه نماز گزارد با رسول اللَّه ٦ و به تحقيق كه ديدم خود را كه پيش روى رسول اللَّه ٦ مىزدم به شمشير خود مردمان را و رسول اللَّه ٦ مىگفت:
لا سيف الّا ذو الفقار و لا فتى الّا علىّ
، حيات تو حيات من است و وفات تو وفات من است.
و به درستى كه رسيد به امير المؤمنين ٧ كه جماعتى طعن زدهاند براو ٦ در خبرها كه از رسول اللَّه ٦ مىداده، خطبهاى را فرموده گفت:
«بلغنى أنّكم تقولون انّ عليّا يكذب فعلىّ من اكذب اعلى اللَّه؟ فأنا اوّل من آمن به و عبده و وحّده أم على رسول اللَّه ٦؟ فأنا اوّل من آمن به و صدّقه و نصره.»
[٢]؛ يعنى به من رسيد كه شما مىگفتهايد كه على بن ابى طالب ٧ دروغ مىگويد، آيا من بركه دروغ بستهام بر خدا عزّ و جلّ دروغ بستهام؟! چگونه اين تواند بود و حال آنكه من اول كسىام كه ايمان آورده به خداى تعالى و بندگى او نموده و به توحيد او گرويده. يا بر رسول خدا دروغ بستهام و اين نيز چگونه تواند بود و حال آنكه من اول كسىام كه ايمان به رسول خدا آورده و تصديق او نموده و در نصرت او كوشيده.
و گفت آن حضرت ٦ در وقتى كه رسيد به او فخر كردن معاويه نزد اهل شام، شعر مشهور خود را كه يك بيت از آن اين است:
[١] يكى از شبهاى مشهور در جنگ صفين كه در آن شب صدها نفر از دشمنان كشته شدند.
[٢] ر. ك:« نهج البلاغه، ترجمه شهيدى» ص ٥٤، خطبه ٧١.