دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢١٧ - حساب پيامبران از مردم عادى جداست
لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ[١]؛ يعنى ظلم كرده است بر تو به سبب اينكه سؤال كرده است ميش تو را داخل ميشهاى خود كند.
و به تحقيق حكم ايجاب مىكرد كه تعجيل نكند به اين قول و سؤال كند از مدعى عليه تا آنكه او هم آنچه خواهد بگويد در اين دعوى بعد از آن او حكم كند پس چون تعجيل كرد در حكم پيش از آنكه طلب اثبات دعوى كند تقصير كرد.
و اين گناه صغيره بود كه از او صادر شد و واجب شد براو توبه از آن و ظاهر شد اين براى او در حال، پس كرد آنچه واجب بود براو از توبه چنان كه وصف كرديم.
و خداى عز و جل مىفرمايد:
وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ[٢]؛ يعنى گمان كرد داود كه ما او را مبتلا گردانيديم به اين گناه پس استغفار كرد از خداى تعالى و افتاد به سجود و برگشت به سوى خدا به توبه پس او را از اين گناه كه كرده بود بخشيديم و به درستى كه او را پيش ما تقربى است و خوب است مرجع او در آخرت.
و جواب ديگر را نقل كرده است ناصر و خبر داده است كه نقل كردند براى داود ٧ صفات زن «اوريا بن حنان» را پس او سؤال كرد از «اوريا» كه ترك آن زن كند تا آنكه داود ٧ او را زن خود كند بعد از آنكه عدّهاش به سر آيد به زنى و اين جايز بود در شرع او.
«اوريا» ابا و امتناع كرد و رغبت كرد به زن خود با جزعى كه عارض او شده بود به سبب آنكه امتناع كرد از آن و ترسى كه حاصل شده براى او به سبب آن.
[حساب پيامبران از مردم عادى جداست]
و اين خطا از داود ٧ بود از براى آنكه طلب كرد آن زن را از «اوريا بن حنان»،
[١] سوره صاد، آيه ٢٤.
[٢] سوره صاد، آيه ٢٤- ٢٥.